کتاب «دانش اتوپیا» [Utopistics or historical choices of twenty-first century] نوشته‌ی ایمانوئل والرشتاین [Immanuel M. Wallerstein] با ترجمه‌ی محمد غفوری از سوی نشر صاد منتشر شد.

دانش اتوپیا» [Utopistics or historical choices of twenty-first century] نوشته‌ی ایمانوئل والرشتاین [Immanuel M. Wallerstein]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، قرن بیستم شاهد پیروزی‌ها و شکست‌هایی بوده که منجر به خودآگاهی دنیای مدرن شده است. در کتاب «دانش اتوپیا» ایمانوئل والرشتاین استدلال می‌کند که چه‌طور نظم جهانی که از این رویاها تغذیه می‌کند، در حال فروپاشی است. این نظریه‌پرداز نظام جهانی با اشاره به جهانی‌شدن تجارت، تغییر نهادهای کار و خانواده، شکست ایدئولوژی سنتی لیبرال و خطر بحران‌های عمیق زیست‌محیطی، بر این باور است که سیستم دولت_ملت دیگر کارایی ندارد. همچنین او پیش‌بینی می‌کند که تا نیم‌قرن دیگر شاهد فروپاشی نظام کنونی، مناقشات و درگیری‌های بزرگ خواهیم بود.

ایمانوئل والرشتاین جامعه‌شناس و متفکر آمریکایی شناخته شده معاصر است که عمدتا به‌دلیل طرح نظریات انتقادی‌اش به سازوکارهای نظام سرمایه‌داری شناخته می‌شود. او استاد دانشگاه پیل آمریکا بود و چندسال پیش نیز سفری به ایران داشت. در سال 2014 جایزه جهانی بهترین پژوهش انجمن بین‌المللی جامعه‌شناسی به او تعلق گرفت. شهرت او بیشتر مرهون نظریه «نظام جهانی» است که یکی از مناقشه‌برانگیزترین نظریات در میان جامعه‌شناسان به‌شمار می‌آید.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...