اشعار خیام به صورت کتاب‌فرش در قم بافته می‌شود.

بافنده این فرش شب گذشته در حاشیه افتتاح نمایشگاه فرش‌های دستباف در جمع خبرنگاران گفت: «این فرش به صورت کتاب بافته خواهد شد که صفحات آن در ابعاد 45×32 است.»

مهدی رجب‌زاده تصریح کرد: «این کتاب‌فرش دارای 92صفحه است که صفحات آن دارای 12رنگ و 120گره در یک سانت است.»

وی در خصوص مشخصات و خطوط به کار رفته در صفحات این کتاب‌فرش گفت: «در این صفحات از سه نوع خط و سایز قلم استفاده شده است و در آن تذهیب و مینیاتور به کار رفته است.»

رجب‌زاده افزود: «هم‌اکنون 45صفحه از این فرش در طول مدت دو سال بافته شده است و مابقی صفحات آن نیز تا پایان سال به اتمام می‌رسد. این نمایشگاه تا پایان ماه مبارک رمضان از ساعت 17 تا 22 شب در مجتمع امام خمینی قم برای بازدید عموم آزاد است.»

به گزارش مهر در این نمایشگاه 65 اثر فرش به صورت بافت برجسته به نمایش درآمده است که فرش‌های دونما، شب‌ نما، سهبعدی، فرش نخ عینکUB و... از جمله این آثار است.
 

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...