شماره بیست‌وششم ماهنامه سه‌نقطه (مکتوب طنز [+ جد] فارسی) این‌بار با موضوع زیست طلبگی و با پرونده‌ای ویژه تحت عنوان «آخوند چیست و چرا؟» منتشر شد.

آخوند چیست و چرا؟ سه نقطه 26

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا)، این شماره به یکایک آخوندهای اهل دل، بی‌ریا، خاکی، مردمی، و همه‌چیزتمام تقدیم شده است.

سه‌نقطه بیست‌وشش با مطلبی تحت عنوان «تو به ما جرأت توفان دادی»، که نامه فدایت شَوَمی است خطاب به کووید 19 شروع می‌شود و سیدشهاب جدّا آن را نوشته است. پس از این پیش‌درآمد، امید مهدی‌نژاد در اول دفتر و در مطلب «جمال آقاجمال را عشق است» با آوردن بخش‌هایی از کتاب «عقاید النساء» نوشته آقاجمال خوانساری، سر شوخی را با روحانیت باز می‌کند. «غریب و هزار داماد» نام مطلبی است که در آن علی آینه‌ور شطحی مفصل بر موضوع داغ حال‌وهوای این روزهای کشور دوست و اخوی نوشته است.

پرونده پُروپیمان این شماره شامل 15 مطلب است که نخستین آنها با نام «آخوندی که خ ندارد» به‌دست سیداحمد بطحایی نوشته شده است و شرحی است بر اصول و فروع آخوندی. در مطلب بعدی با عنوان «حجت‌الاسلام والمسلمین و برکاته». مهدی پرنیان مدارج و رتبه‌ها و القاب آخوندی را شرح داده است. آخوندها از کجا آمده‌اند؟ پاسخ این پرسش را در متن مهدی شریفی با عنوان «زُراره ماهی‌فروشی+ میگوی اضافه» بخوانید. سیداکبر موسوی در یادداشت «وین‌ررهای شیخ تفتازانی و آخوند خراسانی» مهم‌ترین متون حوزوی دوره مقدمات و سطح را به شما معرفی می‌کند. امید مهدی‌نژاد در مطلب «با عبا و عمامه در تعویض روغنی» لباس روحانیت را از سرپوش تا پاپوش مورد بررسی قرار داده است. سیداکبر موسوی در «زید و عمرو، ایکس و ایگرگ» به شرح برخی از اصطلاحات مهم آخوندی پرداخته است. «درماندنِ تاجر از پاسخِ عالم» عنوان مطلبی است که سیدمحسن امامیان در آن کوشیده تا گزارشی درباره برخی از مشاغل دوم طلّاب تهیه کند. سیدیاسر تقوی در مطلب «یک دوره تفسیر المیزان و یک شاخه‌نبات» راهنمای جامعی برای ازدواج با طلّاب ارائه داده است. «برجام» یا برنامه جامع آخوند مضاف عنوان مطلبی است که حسین سلیمانی در آن برخی از آخوندهای مهم تاریخ را برشمرده است. علی علیزاده در «کافکا در فیضیه» به این سؤال پاسخ می‌دهد که چه می‌شد اگر بزرگان تاریخ در حوزه درس طلبگی می‌خواندند. مهدی پرنیان در مطلبی با عنوان «همان چهار پیرمرد و دیگر هیچ» روزهای یک هفته را از دید یک طلبه برایمان روایت کرده است. زهرا کاردانی ـ تنها نویسنده زن پرونده این شماره ـ در مطلب «مسئله جدا بودگی» از ظرایف و سختی‌های طلبه زن بودن و زنِ طلبه بودن برایمان گفته است. سیدمحسن امامیان در «نعلین زرد و پرده نقره‌ای» موارد حضور روحانیت در قاب سینما و تلویزیون را مرور کرده است. «حاشیه کارتر بر عروه الوثقی» گزیده‌ای از لطایف و شوخ‌طبعی‌های علمای بزرگ است که مهدی مسائلی آن‌ها را گردآوری کرده است.

«ای خدا مرجع ضمیر کجاست» نام بخش منظوم این شماره است که در آن اشعاری مرتبط با موضوع پرونده از زکریا اخلاقی، سیدعبدالله حسینی، محمد عابدینی، علیرضا محمدعلی‌بیگی، سیدمحمد حسینی، مهدی پرنیان، سمیه خردمند و امام خمینی (ره) می‌خوانیم.

در تهرانشهر این شماره ابتدا مطلبی با نام «تو دیده بودی آهو در انارستان بگرید؟» می‌خوانیم که ابراهیم افشار در آن دوازده پرده از مناسک سوگواری جمعی تهران قدیم و تعزیه‌خوانی میرزابابا را شرح داده است. سپس محمدحسین افخمی در «داستان یک پایان» قصه سرآغاز و سرگذشت تئاتر شهر تهران را تعریف می‌کند. و در پایان این فصل محسن فراهانی در مطلب «آنارشیسم در نظام‌آباد» داستان مهاجرتش از شهری کوچک و خلوت به پایتخت دود و گوگرد را برایمان بازگو کرده است.

ماهنامه سه‌نقطه با همکاری هنرمندان فاطمه فهیمی، شیما جوهرچی، طیبه دالایی، فاطمه چاوشی، نفیسه رحمانی، حامد رضوی، سیدمحمد صاحبی، محمد صمدی، محمد باقری، فاطمه فهیمی، سحر نحوی، و سایر دوستان و آشنایان، و به مدیرمسئولی امید مهدی‌نژاد تولید و منتشر می‌گردد. دبیر مهمان این شماره سه‌نقطه مهدی شریفی است. بیست‌وششمین شماره سه‌نقطه، در 196 صفحه و با قیمت 50هزار تومان در کتابفروشی‌ها و فروشگاه‌های آنلاین عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...