شماره جدید فصلنامه «فرهنگ‌بان» منتشر شد.

میراث‌داران گوگول در فرهنگ‌بان چهارم

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این شماره از این فصلنامه با «به جای «بهاریه»!» نوشته محمد دهقانی آغاز می‌شود.

در ادامه بخش «اندیشه» با این مطالب همراه است: «درس‌های تاریخ» از آیزایا برلین با ترجمه نرگس حسن‌لی، «افسانه‌هایی درباره زبان» از محمد راسخ مهند و «گفت‌وگوهای میان‌متنی» از جمال الغیطانی با ترجمه زهرا جلال‌زاده. همچنین «پاورقی‌نویسی در ایران» نوشته محمدحسین خسروپناه در بخش «تاریخ» و  «درباره زروان‌گرایی» از ریچارد فرای با ترجمه شهروز خنجری در بخش «ایران در جهان» «فرهنگ‌بان» چاپ شده است.

«زبان و ادبیات» نیز با این مطالب همراه است: «بلنداختری نام او بختیار» نوشته فاطمه مهری، «منظومه نیمایی» از حامد صفائی‌تبار، «فاعلن‌ فاعلن فاعلن فع!» (برخی سوابق و لواحقِ وزن عروضیِ «افسانه» نیما) از کامیار عابدی، «آتش؛ روایت زنی در آستانه فصلی سرد» از راضیه فیض‌آبادی، «درباره میدل مارچ: رمانی از جورج الیوت» نوشته هنری جیمز با ترجمه وحید روزبهانی و «امید علیه امید؛ داستان زندگی اوسیپ ماندلشتام و چند شعر تازه از او» نوشته فرزاد مروجی.

همچنین «نامه علامه قزوینی به مینوی در زمستان ۱۳۰۴» از محمد دهقانی در بخش «ارمغان مینوی» درج شده است.

در بخش «داستان» شماره چهارم «فرهنگ‌بان» هم این داستان‌ها را می‌خوانیم: «گورستان پرتقال‌های تلخ» از یوزف وینکلر با ترجمه علی‌اصغر حداد، «آلیوشا دَبّه» از لف تالستوی با ترجمه کاظم فیروزمند و «میز میز است» از پیتر بیکسل با ترجمه المیرا شیرین‌سخن.

«شیوه نقد ترجمه آنتوان برمن» از حسن هاشمی‌میناباد، «کاربرد ترجمه معنایی و ارتباطی»  نوشته الهام شالفروش امیری و حسین حیدری تبریزی و «اخلاق در ترجمه» از روشنک اکرمی نیز مطالب بخش «ترجمه ادبی» هستند.

همچنین در بخش «معرفی و نقد کتاب» این شماره از «فرهنگ‌بان» این مطالب درج شده است: «میراث‌داران گوگول» از حسن میرعابدینی، «دست‌نامه «ویرایش؟» از مجید ملکان، «دکتر حسین سامعی و توصیف ساخت زبان فارسی» نوشته امید طبیب‌زاده، «اصول فرهنگ‌نویسی» از ساغر شریفی، «منابع اصیل برای شناخت دین زردشتی و زردشتیان» از آناهید خزیر، «شرحی دقیق از زندگی دینی، آیین‌ها و مناسک زردشتیان ایران» از چیستا نیک‌سرشت و «ارزش ارجاعات در پژوهش: نقدی بر ارجاعات کتاب تماشاخانه اساطیر» از لاله آشنا، «رضا قنادان و بحران هویت» از فرزاد مروجی، «تاریخ مستی، نشئگی و البته خماری» نوشته طه رادمنش، «نامه‌های عاشقانه مردی آزادی‌خواه» از حمیده نوروزیان و «میس لمتون؛ بانوی سیاست و پژوهش» از مرتضی هاشمی‌پور و «دنیای کتاب» از روزبه شکیبا.

«یادنامه» بخش دیگر این شماره است که با این مطالب همراه است: «دریغاگوی سالاری» از یونس کرامتی، «اشراقی صفویه‌پژوهی دانشگاهی» از عبدالرضا کلمرزی و «یادی از امیرکاووس بالازاده» نوشته آرش میرطالبی.

 شماره چهارم فصلنامه «فرهنگ‌بان» با صاحب‌امتیازی  موسسه فرهنگ‌بان - علی حسینخانی-  و مدیرمسئولی و سردبیری مرتضی هاشمی‌پور در ۲۷۷ صفحه با بهای ۳۵هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...