شماره‌ بیست و یکم فصلنامه‌ تخصصی «پژوهشنامه‌ ادبیات کودک و نوجوان» منتشر شد.

شماره‌ 21 پژوهشنامه‌ ادبیات کودک و نوجوان

به گزارش ایسنا، این مجله به مدیرمسئولی مهدی حجوانی و سردبیری مریم محمدخانی و با حمایت مجموعه‌ «تحلیل‌گران عصر اطلاعات» و علی محمدزاده به صورت الکترونیکی برای پژوهشگران، دانشجویان و علاقه‌مندان به ادبیات کودک و نوجوان منتشر شده است.

شماره‌ بیست و یکم پژوهشنامه ادبیات کودک و نوجوان به موضوع «ترویج کتابخوانی» اختصاص دارد. دبیر این پرونده محسن حاجی‌زین‌العابدینی است.

این پرونده با این مطالب همراه است: «کاری که فاصله‌ها را کم می‌کند»، «خواندن، نهادی برای گفت‌وگو و مشارکت» (میزگردی با حضور زهره قائینی، فریبا اقدامی و علی‌اصغر سیدآبادی)، «آیا کتاب می‌میرد؟» نوشته مهدی حجوانی، «لزوم خواندن برای کودکان با نیازهای ویژه» نوشته سوده کریمی، «تجربه‌ای جدید در خواندن اجتماعی» نوشته اسماعیل یزدان‌پور، «طرح دوشنبه‌های کتابخوانی در مهدکودک‌های سراسر ایران» از شکوه حاجی‌نصرالله، «ترویج خواندن: باشد یا نباشد؟ مسئله این است» نوشته سیدکاظم حافظیان رضوی، و «ترویج ادبیات کودکان در کتابخانه‌های دانشگاهی» نوشته الن‌گاس هیرش با ترجمه نگار لطیفیان.

فهرست تفصیلی لاک‌پشت پرنده؛ معرفی‌ها و یادداشت‌های بیش از صد کتاب که به فهرست بیست و یکم لاک‌پشت پرنده راه یافته‌اند و چکیده‌ انگلیسی از ثمین‌ نبی‌پور دیگر بخش‌های این فصلنامه هستند.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...