هشتمین شماره ماهنامه «آرمان هنر» با آثار و گفتارهای مختلفی از اصحاب فرهنگ و هنر درباره سینما، تئاتر، فیلمنامه، ادبیات، کتاب و روانشناسی منتشر شد.

هشتمین شماره ماهنامه «آرمان هنر»

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، جلد هشتمین شماره این نشریه به گفت‌وگوی تفصیلی با سید سلمان صفوی، فیلسوف نوصدرایی و رئیس اکادمی مطالعات ایرانی لندن اختصاص پیدا کرده که در قالب این گپ‌و‌گفت موضوع مهم و تخصصیِ جایگاه و اهمیت «هنر» در زیست انسانی مورد بررسی قرار گرفته است.

صفوی در این گفت‌وگو تاکید کرده است: «دین و اندیشه‌ای که قادر به بروز و ظهور در قالب هنر نباشد، محکوم به شکست و فناست. هنر، برترین تجلی وجودی و بهترین روش ترویج یک اندیشه است. هنر بهترین روشن تعلیم و تربیت است. اگر دورانی غلبه با دین یا فلسفه بود، امروز دوران غلبۀ هنر است.جامعه و حکومتی که با هنر همراهی نکند یا موفق به خلق آثار هنری تاثیرگذار و ماندگار نشود، از قافله فرهنگ و تمدن جهانی به دور می‌افتد.»

در پروند نقد سینمای ایران و جهان این ماهنامه نیز، فیلم‌های «نشانی از وقار» ملوین فرانک، «لیکوریش پیتزا» پل تامس اندرسون، «روز صفر» سعید ملکان و «درخت گردو» محمد حسین مهدویان به بوته نقد گذاشته شده‌اند.

همچنین در شماره هشتم این ماهنامه فرهنگی و هنری، در بخش نقد فیلمنامه، قسمت دوم مطالعه تطبیقی داستان‌های «ادگار آلن پو» و فیلمنامه آثار «راجر کورمن» به قلم «پیام رنجبران» نویسنده و منتقد سینما منتشر شده است.

تمرین زیست اخلاقی در یک ماه برای یک سال، ضرورت اطمینان به روان درمانگر، چتر سینمای ایران در «کن» با کدام شرکت‌ها برپا می‌شود؟، بخش دوم گزارش «خاطره بازی با تیتراژهای ماندگار»، در باب سینمای اشراقی، تاثیرات عجیب و غریب یک ویروس بر عکاسی، معرفی سلسله انتشارات «چتر دانش» و اخباری درباره تازه‌های نشر، عناوین دیگر مطالبی است که در این شماره از «آرمان هنر» منتشر شده‌اند.

علاقه‌مندان می‌توانند این نشریه را از کیوسک‌های مطبوعاتی خیابان انقلاب از تقاطع خیابان قدس تا میدان انقلاب تهیه کنند. همچنین نسخه الکترونیکی رایگان این ماهنامه نیز در اپلیکیش‌های «طاقچه» و «جار» در اختیار مخاطبان قرار گرفته است.

«آرمان هنر» به مدیرمسوولی «سیده‌الهام کاظمی» و سردبیری «صدرا صدوقی» در ۳۲ صفحه وزیری با قیمت ۱۵هزار تومان منتشر می‌شود.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...