«رالف فاینس»، بازیگر سرشناس فیلم‌های سینمایی که برای بسیاری از آثارش از جمله «بیمار انگلیسی» تحسین شده است، اعلام کرد قصد دارد تا برمبنای داستان «تیمون آنتی» شکسپیر فیلم تازه‌ای بسازد و البته خودش نیز به عنوان بازیگر نقش اول در آن بازی کند.

به گزارش ایبنا به نقل از بی.بی.سی، فیلمنامه «کوریولانوس» به وسیله «جان لوگان» و بر اساس نمایشنامه «تیمون آنتی» شکسپیر نوشته شده و «جان هارت» در کنار «فاینس» در این فیلم به ایفای نقش می‌پردازد.


در این فیلم علاوه بر «فاینس» بازیگرانی چون «ویلیام هارت»، «ونسا ردگریو» و «جسیکا چاستین» به ایفای نقش خواهند پرداخت.

اکنون بیش از 10 پروژه سینمایی دیگر بر اساس نمایشنامه‌های سینمایی شکسپیر در نقاط مختلف جهان در حال ساخت است که از آن میان باید به فیلم‌هایی چون «مکبث»، «رومئو و ژولیت» و «هملت» اشاره کرد.

ویلیام شکسپیر در 23 آوریل سال 1564 متولد شد. در چهل سالگی شاهکارهای خود از جمله اتللو، شاه لیر و مکبث را خلق کرد. در چهل و پنج سالگی مجموعه غزلیات خود را که شامل 154 غزل با موضوع‌هایی از قبیل عشق، عواطف انسانی و تضادهای بشری است، به چاپ رساند.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...