کتاب «شرایط جدید خانواده زویی» [Family Changes: Explaining Divorce to Children] نوشته اَزمایرا اچ‌.مِیکِر [Azmaira H Maker] با ترجمه معصومه نفیسی توسط انتشارات سیمای شرق منتشر و راهی بازار نشر شد.

شرایط جدید خانواده زویی» [Family Changes: Explaining Divorce to Children] نوشته اَزمایرا اچ‌.مِیکِر [Azmaira H Maker]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌کتاب یکی از عناوین «کتاب‌های زرافه» بخش کودک انتشارات سیمای شرق است.

کتاب موردنظر موفق به دریافت جایزه «Pinnacle Book Achievemen» شده و همچنین در فهرست نامزدهای نهایی جایزه «usa book news best book awards» جای گرفته است.

اَزمایرا اچ‌. مِیکِر نویسنده این اثر که متخصص روانشناسی بالینی است و در حوزه رشد، پرورش و تربیت کودکان و روان‌درمانی کار می‌کند، در این‌کتاب به احساسات، نگرانی‏‌ها و پرسش‌‏های کودکان درباره‏ طلاق هویت بخشیده و این‌مساله را عادی‌سازی کرده است. احساساتی مثل دلتنگی، اضطراب، غم از دست‌دادن، سردرگمی و خشم که توسط بزرگسالان قابل اعتماد، دوستان و همسالان و دنیای خیالی قصه‏ برای کودک برجسته و پررنگ می‏‌شود.

«شرایط جدید خانواده زویی» یک کتاب کودکانه است که به موضوع طلاق می‌پردازد. طلاق و جدایی از عوامل تنش‌‏زای مهم و البته رایجی است که تأثیری عمیق بر سلامت عاطفی کودکان می‏گذارد. این‌کتاب با زبانی ساده به کودک و پدر و مادرش این‌امکان را می‏‌دهد با اطمینان به احساسات و پرسش‏‌هایش نزدیک شوند و شرایط جدید خانواده را بهتر درک کنند.

داستان این‌کتاب، والدین و بزرگسالانِ نزدیک‏ به کودک (نظیر مربیان، درمانگران، پدربزرگ و مادربزرگ‏ها و پرستاران کودک) را قادر می‌کند اطلاعات واقعی و عاطفی را که به جدایی و طلاق مربوط می‌شود با کودکان در میان بگذارند. این‌کتاب تأکیدی دارد بر این‌که ذهن کودکان بین بازی، اتفاقات پیرامون و رؤیاپردازی و تخیل در رفت‏‌وآمد است و این‌فرایند، راهکار مؤثری است تا کودک بتواند با اضطراب ناشی از مسائل دلهره‌‏آور کنار بیاید.

فهرست پرسش‌‏های آخر کتاب نیز بزرگسالان را قادر می‌کند با کودک در سطحی عمیق‏‌تر کار کنند. این‌بخش تعاملی، به کودک این امکان را می‌‏دهد روی افکار و احساساتش تمرکز کند تا بتواند گفت‏وگویی فعال با فردی بزرگسال‏ داشته باشد.

در بخشی از این‌کتاب آمده است:

«جدایی!»؛ این کلمه زویی را مضطرب و نگران ‏می‏کرد. زویی سرش را تکان داد تا این خواب‏های دَرهَم و بَرهَم را از ذهنش پاک کند. او تصمیم گرفت درباره‏ آن کلمه از مادرش سؤال کند. آهسته پرسید: «مامان، جدایی یعنی چه؟» مامان ‏خرگوشه پرسید: «چی شده خرگوشک من؟ چرا می‏خواهی معنی کلمه‏ جدایی را بدانی؟»

این‌کتاب با ۳۶ صفحه و قیمت ۵۲ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...