کتاب «روان‌شناسی بیماری‌های همه‌گیر (کرونا)» [The psychology of pandemics : preparing for the next global outbreak of infectious disease] نوشته استیون تیلور [Steven W. Taylor] از سوی انتشارات کتابستان معرفت منتشر شد.

روان‌شناسی بیماری‌های همه‌گیر (کرونا)» [The psychology of pandemics : preparing for the next global outbreak of infectious disease] نوشته استیون تیلور [Steven W. Taylor]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از آنا، دکتر استیون تیلور، استاد دانشگاه بریتیش کلمبیای کانادا طیف وسیعی از تحقیقات را در کتاب «روان‌شناسی بیماری‌های همه‌گیر (کرونا)» گرد هم آورد تا بتواند تحلیلی واضح، جذاب و دانشمندانه از عوامل تاریخی، اجتماعی و روانشناختی درگیر در پاندمی‌ها ارائه دهد.

تیلور در این کتاب به نقش عوامل روانشناختی در پاندمی‌ها و جلوگیری از شیوع عفونت می‌پردازد. او با تکیه بر کار اصلی خود در زمینه اضطراب و ترس، تحقیقاتی از سلامت عمومی، روانشناسی اجتماعی، اپیدمیولوژی و چند رشته دیگر، ارائه کرده و راهکارهایی برای تغییر عوامل روانی اجتماعی بیان می‌کند.

تیلور استاد دانشگاه و روان‌شناس بالینی بخش روانپزشکی در دانشگاه بریتیش کلمبیا است. تحقیقات و کارهای کلینیکی وی عمدتاً بر روی اختلالات اضطرابی و شرایط بالینی مرتبط از جمله ترس و فوبیا، اضطراب سلامتی، اختلال استرس پس از سانحه و وسواس فکری بوده است. وی بیش از ۳۰۰ مقاله و کتاب تألیف کرده که به زبان‌های متعددی ترجمه شده است.

این کتاب توسط خانم نرگس شفاف ترجمه و در انتشارات کتابستان معرفت در ۱۶۴ صفحه و با قیمت ۲۶هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...