کتاب «مجموعه قوانین در ارتباط با سلامت زنان در ایران» به کوشش فرانک فرزدی و بتول احمدی منتشر شد.

مجموعه قوانین در ارتباط با سلامت زنان در ایران فرانک فرزدی و بتول احمدی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب توسط فرهنگستان علوم پزشکی کشور منتشر شده است.

در معرفی کتاب «مجموعه قوانین در ارتباط با سلامت زنان در ایران» عنوان شده است: «محتوای این کتاب، بخشی از دستاوردهای طرح پژوهشی «تحلیل وضعیت قوانین مرتبط با سلامت زنان» است که به سفارش فرهنگستان توسط پژوهشکده علوم بهداشتی به مسئولیت خانم دکتر فرزدی اجرا شده است.

کتاب حاوی بیش از هزار ماده قانونی مرتبط با سلامت زنان است که پس از تنقیح به صورت موضوعی دسته‌بندی و با حمایت مالی و معنوی فرهنگستان علوم پزشکی چاپ شده است. امید است این مجموعه فراهم‌شده در ارتقای سلامت زنان مفید واقع شود.»

همچنین فرانک فرزدی، استاد پژوهشکده علوم بهداشتی جهاد دانشگاهی در این‌باره گفت: امروزه در بحث سلامت، رویکرد جنسـیتی عامـل تعیین‌کننده و مهمی به حساب می‌آید. جنسیت، نقش‌های اجتماعی، مسئولیت‌ها و فرصت‌هایی است که جامعه و خانواده برای زنان و مردان تصور می‌کند. جنسیت بر عوامل خطرساز سلامت، رفتارهای بهداشتی و بر آیندهای سلامت زنان و مردان تاثیر داشته و همچنین بر نحوه دسترسی آنان به خدمات سلامت و حتی پاسخ‌دهی نظام‌های ارائه خدمت به مشتریان زن و مرد اثر متفاوت می‌گذارد. سیاست‌گذاران، سازمان‌های دولتی و غیردولتی و نهادهای مدنی می‌توانند با اتخاذ رویکرد جنسیتی در تدوین سیاست‌ها، قوانین و اجرای برنامه‌ها بر سلامت زنان تأثیر مثبت بگذارند.

او در توضیح نحوه تدوین این مجموعه بیان کرد: برای تدوین این مجموعه تلاش شده است تمامی مواد قانونی که به طور مستقیم با سلامت زنان و خانواده ارتباط داشته یا به واسطه اثر بر عوامل مختلف اجتماعی بر سلامت زنان تاثیر می‌گذارند، شناسایی شوند. حجم بالای مواد قانونی جمع‌آوری‌شده مربوط به عوامل اجتماعی تاثیرگذار بر سلامت هستند که می‌توانند ابعاد مختلف سلامت جسمی، روانی و اجتماعی زنان را متاثر کنند. به منظور بهره‌مندی محققان و فعالان حوزه سلامت زنان این مجموعه در قالب کتاب تدوین و منتشر شده است. در این کتاب مواد قانونی بر اساس موضوع طبقه‌بندی شده‌اند. طبقه‌بندی موضوعی قوانین با رویکرد سلامت‌محور انجام شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...