کتاب «ظهیرالدوله: ستارگان دربند» نوشته همایون عبدالرحیمی توسط انتشارات بدرقه جاویدان منتشر شد.

ظهیرالدوله ستارگان دربند همایون عبدالرحیمی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این کتاب درباره آرامستان ظهیرالدوله است. قبرستانی در محله دربند واقع در شمیران جایی که روزی ییلاق تهران بود. آرامستانی که همچون کتاب تاریخی با به خاک سپاری ظهیرالدوله آغاز شده و صفحه به صفحه آن هنرمندان، نویسندگان، ورزشکاران، سیاستمداران، نظامیان، موسیقیدانان، شعرا، ادیبان و ... افرادی هستند که درتاریخ معاصر ایران نقشی مهم داشته‌اند، اشخاصی که امروزه کمتر کسی از نسل جوان آنها را می‌شناسد؛ بزرگانی که در زمان خود ستاره بودند.

بخش اول این کتاب شامل بیوگرافی علی‌خان ظهیرالدوله و زندگی سیاسی و اجتماعی او و انجمن اخوت و فعالیتهای آن است. در بخش دیگر کتاب اسامی مدفونین در آرامستان ظهیرالدوله و شرح حال و بیوگرافی این افراد همراه با عکس و اسناد درج شده است. در بخش پایانی کتاب البوم تصویری از این افراد به چاپ رسیده است.

کتاب «ظهیرالدوله» ستارگان دربند همراه با ۵۰ صفحه آلبوم تصاویر در انتهای کتاب در ۵۵۰ صفحه با قیمت ۲۰۰ هزارتومان روانه بازار نشر شد.

................ هر روز با کتاب ...............

معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...
بابا که رفت هوای سیگارکشیدن توی بالکن داشتم. یواشکی خودم را رساندم و روشن کردم. یکی‌دو تا کام گرفته بودم که صدای مامانجی را شنیدم: «صدف؟» تکان خوردم. جلو در بالکن ایستاده بود. تا آمدم سیگار را بیندازم، گفت: «خاموش نکنْ‌نه، داری؟ یکی به من بده... نویسنده شاید خواسته است داستانی «پسامدرن» بنویسد، اما به یک پریشانی نسبی رسیده است... شهر رشت این وقت روز، شیک و ناهارخورده، کاری جز خواب نداشت ...
فرض کنید یک انسان 500، 600سال پیش به خاطر پتکی که به سرش خورده و بیهوش شده؛ این ایران خانم ماست... منبرها نابود می‌شوند و صدای اذان دیگر شنیده نمی‌شود. این درواقع دید او از مدرنیته است و بخشی از جامعه این دید را دارد... می‌گویند جامعه مدنی در ایران وجود ندارد. پس چطور کورش در سه هزار سال قبل می‌گوید کشورها باید آزادی خودشان را داشته باشند، خودمختار باشند و دین و اعتقادات‌شان سر جایش باشد ...
«خرد»، نگهبانی از تجربه‌هاست. ما به ویران‌سازی تجربه‌ها پرداختیم. هم نهاد مطبوعات را با توقیف و تعطیل آسیب زدیم و هم روزنامه‌نگاران باتجربه و مستعد را از عرصه کار در وطن و یا از وطن راندیم... کشور و ملتی که نتواند علم و فن و هنر تولید کند، ناگزیر در حیاط‌خلوت منتظر می‌ماند تا از کالای مادی و معنوی دیگران استفاده کند... یک روزی چنگیز ایتماتوف در قرقیزستان به من توصیه کرد که «اسب پشت درشکه سیاست نباش. عمرت را در سیاست تلف نکن!‌» ...
هدف اولیه آموزش عمومی هرگز آموزش «مهارت‌ها» نبود... سیستم آموزشی دولت‌های مرکزی تمام تلاش خود را به کار گرفتند تا توده‌ها را در مدارس ابتدایی زیر کنترل خود قرار دهند، زیرا نگران این بودند که توده‌های «سرکش»، «وحشی» و «از لحاظ اخلاقی معیوب» خطری جدی برای نظم اجتماعی و به‌علاوه برای نخبگان حاکم به شمار روند... اما هدف آنها همان است که همیشه بوده است: اطمینان از اینکه شهروندان از حاکمان خود اطاعت می‌کنند ...