کتاب «ظهور و سقوط دایناسورها؛ روایتی نو از دنیایی گمشده» [The rise and fall of the dinosaurs : a new history of a lost world] نوشته استیو بروساتی [Steve Brusatte] با ترجمه نرگس کریمیان توسط انتشارات فاطمی منتشر و راهی بازار نشر شد.

ظهور و سقوط دایناسورها؛ روایتی نو از دنیایی گمشده» [The rise and fall of the dinosaurs : a new history of a lost world] استیو بروساتی [Steve Brusatte]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر،‌ این‌کتاب یکی از عناوین مجموعه «فانوس» است که کتاب‌های علمیِ عمومی این‌ناشر را در بر می‌گیرد.

نسخه اصلی این‌کتاب سال ۲۰۱۸ منتشر شده است. استیو بروساتی نویسنده «ظهور و سقوط دایناسورها» استاد دیرینه‌شناسی دانشگاه ادینبرو و متخصص تکامل دایناسورهاست. او تاکنون ۱۵ گونه جدید از دایناسورها را نام‌گذاری کرده و در کتاب پیش‌رو، تاریخچه جدید و غافلگیرکننده‌ای را از دایناسورها و انقراض‌شان روایت کرده است. به‌علاوه دنیای گم‌شده آن‌ها و خاستگاه اسرارآمیزشان را هم کند و کاو کرده است.

۶۶ میلیون سال پیش هراس‌انگیزترین موجودات زمین یعنی دایناسورها ناپدید شدند. امروزه آن‌ها هنوز جزو بزرگ‌ترین معماهای سیارۀ ما به شمار می‌آیند. این کتاب داستان خارق‌العادۀ ۲۰۰ میلیون سالۀ آن‌ها را به طرزی بی‌سابقه روایت می‌کند. بروساتی دوره اوج شکوفایی دایناسورها را در مربوط به دوران‌های ژوراسیک و کرتاسه می‌داند و این‌دوره‌ها را در کتابش بازسازی کرده است. در این دوره‌ها بود که هزاران گونه به کمال رسیدند و دایناسورهای بالدار و پَردار یعنی اجداد پیشاتاریخیِ پرندگان امروزی، پدیدار شدند. داستان استیو بروساتی در کتاب پیش‌رو، تا پایان دوره کرتاسه و برخورد سیارک یا شهاب‌سنگی عظیم با سیاره ما ادامه پیدا می‌کند.

کتاب پیش‌رو به‌جز «پیشگفتار: عصر طلایی اکتشاف» و «خاتمه: پس از دایناسورها»، ۹ فصل اصلی دارد که به‌ترتیب عبارت‌اند از:

ظهور دایناسورها، خیزش دایناسورها، چیرگی دایناسورها، دایناسورها و رانش قاره‌ها، دایناسورهای ستمگر، پادشاه دایناسورها، دایناسورها در اوج، پرواز دایناسورها، انقراض دایناسورها.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

از کرتاسه ی میانه فسیل‌های بسیار کمی به جا مانده است که این‌امر، دانستن چگونگی تاثیر حوادث زیست‌محیطی بر دایناسورها را دشوار کرده است. با این‌حال، دیرینه‌شناسان اخیرا توانسته‌اند دو نمونه جدیدِ فسیل مربوط به این بازه را بیرون بکشند. به‌وضوح الگویی به چشم می‌خورد: هیچ‌کدام از شکارچیان بزرگ این بازه ۲۵ میلیون ساله تیرانوسور نیستند. همه آن‌ها متعلق به سایر گروه‌های گوشت‌خواران بزرگ مانند سراتوسورها و اسپینوسورها و به‌ویژه کارکارودونتوسورها هستند. این گروه آخر از فوق شکارچی‌ها (که در فصل قبل به آن‌ها اشاره شد)‌ در کرتاسه پیشین کاملا سلطه داشتند و تا میانه کرتاسه به حکمرانی خود ادامه دادند. کارکارودونتوسور ده‌متری به نام سیاتس حدود ۹۸/۵ میلیون سال پیش در امریکای شمالی شکارچیِ راس هرم غذایی بود. حدود ۹۲ میلیون سال پیش در آسیا، چیلانتیسوروس که تقریبا هم‌اندازه تی‌رکس بود و شائوچیلانگ با اندازه کوچک‌تر بهترین شکارچیان بودند و در امریکای جنوبی، کارکارودونتوسورهایی مانند ایروستون حدود ۸۵ میلیون سال پیش حکمرانی می‌کردند.

این‌کتاب با ۳۷۸ صفحه، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۹۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...