این سی و دو دفتر را در زندانی نوشت که در رژیم موسولینی از سال 1929 تا مرگ خود، به مدت یازده سال، در آن به سر برد... به رغم عدم دسترسی به کتاب‌ها و مراجع لازم، درباره‌ی متنوع‌ترین و مشکل‌ترین مسائل سیاست، فلسفه، تاریخ فکری و اجتماعی، هنر و ادبیات به بحث می‌پردازد... یادداشت‌هایی درباره‌ی ماکیاولی، سیاست و دولت جدید، درباره‌ی بسط بورژوازی ایتالیایی؛ ادبیات و حیات ملی، تأملاتی درباره‌ی دانته و درباره‌ی رمان پاورقی

دفترهای زندان [Quaderni del Carcere یا Prison Notebooks]. آنتونیو گرامشی یادداشت های زندان

دفترهای زندان [Quaderni del Carcere یا Prison Notebooks] (یادداشت‌های زندان) اثری از آنتونیو گرامشی1 (1891-1937)، فیلسوف ایتالیایی که در فاصله‌ی سال‌های 1948 تا 1951 در شش مجلد منتشر شد. گرامشی، نظریه‌پرداز و مبارز کمونیست، این سی و دو دفتر را در زندانی نوشت که در رژیم موسولینی از سال 1929 تا مرگ خود، به مدت یازده سال، در آن به سر برد. در این دفترها، گرامشی، به رغم عدم دسترسی به کتاب‌ها و مراجع لازم، درباره‌ی متنوع‌ترین و مشکل‌ترین مسائل سیاست، فلسفه، تاریخ فکری و اجتماعی، هنر و ادبیات به بحث می‌پردازد. با این همه، گرامشی دفترها را به شکل مقاله نوشته است و نه به صورت دفتر خاطرات و دفترهای زندان مجموعه بررسی‌هایی است که هریک در حد خود کامل است و از آن میان می‌توان از «یادداشت‌هایی درباره‌ی ماکیاولی»، «سیاست و دولت جدید»، «گذشته و حال»، «ریسورجیمنتو»2 رساله درباره‌ی بسط بورژوازی ایتالیایی و «ادبیات و حیات ملی»، که پراهمیت‌ترین این رساله‌هاست، و در قلمروی که ارتباط مستقیمی با سیاست ندارد؛ یاد کرد.

از «ماتریالیسم تاریخی و فلسفه‌ی بندتو کروچه»3، تأملاتی درباره‌ی دانته، فوسکولو4 درباره‌ی رمان پاورقی، درباره‌ی زبان ادبی و گویش‌ها و غیره نام برد. طبیعی است که گرامشی که سخت معتقد به فلسفه‌ی مارکسیسم است، همیشه منتقدی پرشور و جهت‌گیر است، اما وسعت اعجاب‌انگیز دانش و توجه او به بعد تقلیل فرهنگ به روساختی ساده و فاقد واقعیت قابل ستایش است. نامه‌های زندان5 که گرامشی به اعضای خانواده‌ی خود نوشته است، این خصلت‌های بشردوستانه را بهتر نشان می‌دهد.

سیدجواد طباطبایی. فرهنگ آثار. سروش


1. Antonio Gramsci 2. “Risorgimento”
3. Benedetto Croce 4. Foscolo 5. Lettere del carcere

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

پزشک اقامتگاه کنار چشمه‌های آب معدنی است که جدیداً افتتاح شده است و برادرش، شهردار آن منطقه... ناگهان کشف می‌کند که آب‌ها، به دلیل زه‌کشی نامناسب، آلوده است... ماجرا را اگرچه بر ضد منافعش برملا می‌کند... با زنش جر و بحث دارد، ولی هنگامی که سیاست‌بازان و روزنامه و مالکان و در پی آنها، جمعیت بر ضد او متحد می‌شوند، زنش جانب مدعای او را می‌گیرد... برای باج‌خواهی از او سرانجام او را متقاعد می‌کند که دشمنان احاطه‌اش کرده‌ بودند! ...
درباره کانون نویسندگان... قرار می‌شود نامه‌ای تنظیم شود علیه سانسور... اما موفق نمی‌شوند امضاهای لازم را جمع کنند... اعضایش به‌لحاظ سرمایه فرهنگی سطح خیلی بالایی داشتند... مجبوری مدام درون خودت را تسویه کنی. مدام انشعاب داشته باشی. عده‌ای هستند که مدام از جلسات قهر می‌کنند... بعد از مرگ جلال دچار تشتت می‌شوند... در عین داشتن این آزادی اجتماعی، تناقض‌ها بیرون می‌زند. این اشکالی ندارد؛ اشکال در عدم توانایی و بلوغ برای حل آن است. ...
ما نگاهی آرمان‌گرایانه به سیاست داریم و فکر می‌کنیم سیاست باید عاری از قدرت‌طلبی و دروغ باشد، درحالی‌که واقعیت سیاست و ریشه و اصل و جوهره سیاست، رقابت برای کسب قدرت است و کسب قدرت می‌تواند خشونت‌بار باشد...جامعه مدرن برای اینکه اجازه ندهد اخلاق کاملا از بین برود نهاد‌های مدنی مانند نهاد‌های نظارتی و سوت‌زنی و رسانه درست کرده است تا سیاستمداران احتیاط کنند... باید از تجارب دیگران یاد بگیریم که آنها چطور مساله خود را حل کرده‌اند... ما ملتی استثنایی نیستیم ...
درس‌های وی در فاصله‌ی سال‌های 1821 تا 1831... دین، به عنوان صعود به سوی حقیقت، قلمروی است که در آن روح خود را از امور حسی و متناهی رها می‌سازد... نخستین مرحله‌ی مفهوم دین، اندیشه در کلیت صوری آن است... فرد احساس می‌کند که بهره‌ای از مطلق را در خود دارد... آیین مذهبی همان فرایند ابدی است که در آن فرد با ذات خود وحدت پیدا می‌کند... مسیحیت دینی کامل و مطلق و آگاهی از روح است، آگاهی از خداست ...
با محرومانتان به بخشش، با افراد مطیع به نیکی و با کسانی که نسبت به ما شک و یا نافرمانی نمایند با شدت عمل رفتار کنم... لذا با افراد فرمانبر مانند پدری بخشنده هستم و تازیانه و شمشیر من علیه کسی‌ست که دستورم را ترک و با سخنم مخالفت نماید... هرکس که در قبیله‌اش از نافرمایان امیرالمومنین یزید پیدا شود و او را معرفی نکند؛ مقابل در خانه‌اش به دار آویخته، از ذمه ما خارج و مال و جانش حلال می‌شود ...