به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، «دموکراسی برای شماری چند» [Democracy for the few] کتابی است به قلم مایکل پرنتی [Michael Parenti] که با ترجمه مهرداد(خلیل) شهابی و میرمحمود نبوی توسط انتشارات اختران روانه بازار نشر شده است.

دموکراسی برای شماری چند» [Democracy for the few] مایکل پرنتی [Michael Parenti]

همانطور که از عنوان اثر برمی‌آید نویسندگان این کتاب قطور به سراغ یکی از مهم‌ترین و عمده‌ترین شعارهای حکومت ایالات متحده آمریکا رفته‌اند تا نحوه اجرای آن را با نگاهی دقیق و موشکافانه بررسی کنند. مایکل پرنتی نویسنده این اثر در سطح بین‌المللی از شهرت زیادی برخوردار است و پیشتر در شماری از کالج‌ها و دانشگاه‌ها به تدریس علوم اجتماعی و سیاسی مشغول بوده و اینک بیشتر سرگرم سخنرانی و نوشتن است. این کتاب علاوه بر مخاطبان عمومی توسط دانشجویان و در فضاهای آموزش دانشگاهی نیز مورد توجه بوده است. همانطور که در معرفی پشت اثر نیز آمده است «این کتاب شرحی مهیج درباره حکومت‌داری آمریکایی است که با تمرکز بر رابطه قدرت اقتصادی و قدرت سیاسی و مداقه در توطئه‌ها، تبلیغات، فریبکاری‌ها، پنهانکاری‌ها، و سایر دوزوکلک‌های حکومت‌داری و سیاست‌ورزی، نحوه کار حکومت ایالات متحده را به دور از حب و بغض مورد تحلیل قرار می‌دهد.»

در مجموع صحبت از سیاست و امور سیاسی شاید در بین عموم رواج داشته باشد و سیاست را بتوان حوزه‌ای جذاب برای بسیاری از افراد حتی عامی محسوب کرد اما مطالعه سیاست برای خود با پیچیدگی‌های زیادی روبه روست همانطور که نویسنده این اثر در پیشگفتار اشاره می‌کند: «مطالعه علم سیاست به‌ خودی‌ خود کاری سیاسی است که در آن بی‌طرفی کمتر وجود دارد. درست است که ما همگی می‌توانیم درباره چند حقیقت خنثی و بی‌طرف بر سرِ ساختار حکومت و مانند آن توافق کنیم، اما کتابی که پروای پرداختن به حقایقی فراتر از این توصیفاتِ حداقلی را نداشته باشد باعث دلخوری بعضی از خوانندگان خواهد شد، ضمن آن‌که خوانندگان اندکی را به خود جلب خواهد کرد. هر کنکاشی درباره چگونگی و چرایی رویدادها ما را به حوزه‌هایی بسیار بحث برانگیز می‌کشاند. اکثر کتاب‌های آموزشی به بی‌طرفی‌ای تظاهر می‌کنند که واقعاً فاقد آن‌اند. آن کتاب‌ها، به‌رغم ادعای عینی بودن و بی‌طرفی، فقط مرسوم و قراردادی‌اند و با محافظه‌کاری جنبه‌های بحث‌برانگیز و مجادله‌آمیزِ حیات سیاسی ایالات متحد را نادیده می‌گیرند. دانشمندان جریان غالبِ علوم سیاسی و سایر حامیان نظم اجتماعی موجود ده‌ها سال کوشیده‌اند تا تقریباً هر کاستیِ نظام سیاسی ایالات متحد را به یک نقطه قوت بدل کنند. آنها می‌خواهند به ما بباورانند که وجود لابی‌های پُرقدرت هیچ جای نگرانی ندارد زیرا لابی‌گرها " کارِ اطلاع‌رسانی" انجام می‌دهند... استدلالِ مدافعان معمولِ نظم غالب این است که حذف احزاب ثالث به‌راستی بهترین نتیجه را در بر دارد زیرا کثرت احزاب (بیش از دو حزب) نظام سیاسی‌مان را تکه‌تکه و ناپایدار خواهد کرد ... در واکنش به گرایش جریان غالب که هر عیبی را به یک حُسن تعبیر می‌کند، منتقدان چپ‌گرایِ وضع موجود احساس کرده‌اند که ناگزیرند هر حُسنی را یک عیب نشان دهند. از این رو، منتقدانِ یادشده به جدل گفته‌اند که: مبارزه انتخاباتی بی‌معنا است، آزادی‌های مدنی‌مان نوعی سیاه‌بازی است، برنامه‌های ملیِ حمایت از نیازمندان تقریباً فاقد ارزش است، اصلاحات عمدتاً فقط دلخوشکُنکی برای ستمدیدگان است، و اتحادیه‌های کارگری معمولاً همدست مدیریت است.»

در حقیقت آنچه نویسنده در «دموکراسی برای شماری چند» می‌کوشد به آن برسد، برگزیدن راهی میانه است. کتاب سعی دارد نشان دهد که چگونه بنگاه‌های برخوردار از انحصار دموکراسی را نقض می‌کنند و در مقابل آن مقابله مردم با این انحصار چگونه گاه موفقیت آمیز بوده و گاه باعث خسارات سنگین به آن‌ها بوده است. نویسنده خود پرداختن به برخی از موضوعات در این کتاب را وارد شدن به حریم موضوعات ممنوعه سرمایه‌داری می‌داند و می‌نویسد: «در این کتاب، من درباره موضوع ممنوعه سرمایه‌داری، به خصوص سرمایه‌داری بنگاه‌محور، یعنی پیشرفته‌ترین و چالش برانگیزترین شکل سرمایه‌داری، صحبت می‌کنم. فقط به این ترتیب است که می‌توانیم شالوده‌های نظام سیاسی ایالات متحد را کاملاً درک کنیم. تلاش کرده‌ام چند رویکرد را با هم بیامیزم. نهادهای رسمی سیاسی از جمله کنگره، ریاست جمهوری، دیوان‌سالاری، دیوان عالی دادگستری، احزاب سیاسی، انتخابات، و نظام اجرای قانون مورد بررسی و توجه قرار می‌گیرند. اما در این کتاب، این ویژگی‌هایِ استاندارد حکمرانی آمریکایی به واقعیات فراگیر‌تری، یعنی قدرت و منافع طبقاتی، پیوند زده می‌شود. افزون بر این، این کتاب به بنیان‌ها و تکوین تاریخی سیاست‌ورزیِ آمریکایی، به ویژه در ارتباط با تدوین قانون اساسی، نقش فزاینده دولت، و فرهنگ سیاسی توجهی خاص دارد. افزون بر این، نه تنها نقادانه بررسی خواهیم کرد که چه کسانی حکومت می‌کنند، بلکه در مورد برون‌داد نظام که «سهم هریک چیست؟» نیز تحقیق خواهیم کرد.»

همانطور که اشاره شد تاکیدی که نویسنده بر سرمایه‌داری بنگاه محور در این کتاب دارد باعث شده که بخش عمده‌ای از کتاب بر اقتصاد سیاسی سیاست عمومی تاکید کند و بر همین مبنا خواننده با خواندن این کتاب می‌تواند به اطلاعات زیادی در این حوزه دست پیدا کند نویسنده علت این تاکید را این طور توضیح می‌دهد: «دانشجویان و شهروندان به طور عام درباره مسائل سیاسی ـ اقتصادسیاسی‌ ـ‌ اقتصادی آگاهی کمی دارند، دو دیگر این که، سخن گفتن از 'فرآشدفراشد سیاست' با انتزاع و جداسازیِ آن از مسائل واقع و برون‌دادها، بدون پرداختن به مسائل قدرت و صاحبان منافع، معنای چندانی نمی‌دهد.»

«دموکراسی برای شماری چند» رویکردی ساختاری دارد و مطابق با همین نگاه تحولات سیاسی را به جای این که نتیجه شانس و تصادف، یا ناشی از تمهیدات این یا آن شخصیت‌، یا رویدادهایی نامتعارف بداند می‌کوشد نشان دهد که اکثر آنچه روی می‌دهد نتیجه چیدمانِ فراگیر قدرت، ثروت، طبقه و نهادها است.

ویراست نهم «دموکراسی برای چند» به قلم مایکل پرنتی با ترجمه مهرداد(خلیل) شهابی و میر محمود نبوی در 562 صفحه، شمارگان 1000 نسخه و قیمت 110 هزار تومان در اختیار علاقه‌مندان قرار گرفته است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...
شاید بتوان گفت که سینما غار پیشرفته‌ افلاطون است... کاتلین خون‌آشامی است که از اعتیادش به خون وحشت‌زده شده است و دیگر نمی‌خواهد تسلیم آن شود. به‌عنوان یک خون‌آشام، می‌داند که چگونه خود را از بین ببرد. اما کازانووا می‌گوید: «به این راحتی هم نیست»... پدر خانواده در همان آغاز شکل‌گیری این بحران محل را به‌سرعت ترک کرده و این مادر خانواده است که بچه‌ها را با مهر به آغوش کشیده است. اینجاست که ما با آغاز یک چالش بزرگ اخلاقی مواجه می‌شویم ...
فنلاند امروز زنده است بخاطر آن وسط‌باز. من مخلص کسی هستم که جام زهر [پذیرش قطعنامه برای پایان جنگ 8ساله] را به امام نوشاند. من به همه وسط‌بازها ارادت دارم. از مرحوم قوام تا مرحوم هاشمی. این موضوع روشنی است که در یک جایی از قدرت حتما باید چنین چیزهایی وجود داشته باشد و اصلا نمی‌توان بدون آنها کشور را اداره کرد... قدرت حرف زدن من امروز از همان معترض است و اگر الان داریم حرف می‌زنیم به خاطر آن آدم است که به خیابان آمده است ...