کتاب «احلی من المثل»، فرهنگ اصطلاحات، تعابیر و ضرب‌المثل‌های هیأتی و تشکیلاتی به قلم سید علی‌اصغر علوی در انتشارات جمکران به چاپ رسید.

احلی من المثل سید علی‌اصغر علوی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از فارس، این کتاب مجموع ضرب‌المثل‌های بچه‌های هیأتی و اصطلاحات تشکیلاتی است که با دسته‌بندی محتوایی بدیعی به قلم نگارش در آمده است.

دنیای هیأت و ادبیات صمیمی بین آن‌ها پر است از تعابیر و اصطلاحات شیرینی که ترکیبی از معارف، دوستی و فضای رفاقت بین آن‌هاست. ممکن است برخی از این ضرب‌المثل‌های درون این فرهنگ برای دیگران مبهم باشد و همین موضوع بهانه‌ای برای ارائه کتاب «احلی من المثل» شده است.

ضرب‌المثل‌ها‌ی بچه‌های هیأت چیست؟ یا چه باید باشد؟ بسیاری از مَثَل‌ها‌ هستند که باید اصلاح شود و از سویی مَثَل‌ها‌یی را هم باید تولید کرد. اینجا باید به تولید ادبیات دست زد. غالباً مَثَل‌ها‌ی این اثر، دو دسته‌اند: یا «سوغات» کربلا هستند و برخاسته از آن تربت اعلی است، یا به «زیارت» کربلا رفته‌اند و رنگ و بویی کربلایی گرفته‌اند. مَثَل‌ها‌ وقتی به کربلا و وادی عاشورا وارد می‌شوند رنگ می‌گیرند و نورانی و خواستنی می‌شوند. معارف بلند عاشورایی را در لباس این تعابیر و مَثَل‌ها‌ بهتر می‌توان بر قامت فرهنگ و اندیشه پوشاند. چقدر یک تعبیر یا ضرب‌المثل می‌تواند جریان‌سازی کند! تفرجی در باغ اندیشه‌های یک هیأتی را در این اثر خواهید داشت!

کربلا ضرب‌المثل‌ها‌ی مرا تغییر داد...

کتاب «احلی من المثل»، فرهنگ اصطلاحات، تعابیر و ضرب‌المثل‌های هیأتی تشکیلاتی به قلم سیدعلی اصغر علوی در ۵۶۰ صفحه و قیمت ۵۰ هزار تومان توسط انتشارات جمکران و با همکاری مؤسسه حضرت خدیجه سلام‌الله‌علیها در ایام عزای سیدالشهداء (ع) منتشر شد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...