«پنجاه چهره علمی خراسان بزرگ» نوشته جمال مدیرشانه‌چی منتشر شد. در این کتاب شخصیت‌هایی چون بدری تیمورتاش، فاضل تونی، آیت‌الله میلانی، مهدی محسنیان راد و... معرفی شده‌اند.

پنجاه چهره علمی خراسان بزرگ» نوشته جمال مدیرشانه‌چی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، انتشارات سیمرغ خراسان (فعال در مشهد مقدس) به تازگی کتاب «پنجاه چهره علمی خراسان بزرگ» نوشته جمال مدیرشانه‌چی را در ۱۰۱ صفحه و بهای ۴۸ هزار تومان منتشر کرده است. نویسنده پیشتر به سال ۱۳۹۸ کتاب «پنجاه چهره فاخر خراسان بزرگ» را منتشر کرده و در آن نوابغ قرون پیشین را معرفی کرده بود.

در این کتاب چهره‌های فرهنگی، علمی و فلسفی دوران معاصر معرفی شده‌اند. از میان این چهره‌ها می‌توان به قمر آریان (همسر زنده‌یاد عبدالحسین زرین‌کوب)، عبدالجواد ادیب نیشابوری، بدری تیمورتاش، فخرالدین حجازی، آیت‌الله سیدمحمدهادی میلانی، علامه فاضل تونی، سیدمحمد مشکوة، نجیب مایل هروی، مهدی محسنیان راد، علیرضا هزار، حیدر یغما، حسن عمید، داریوش ارجمند، عباس شیخ الاسلامی، علی اصغر عابدزاده، یونس شکرخواه، حسین صادقی، مهدی نوروز، نقیب نقوی و… اشاره کرد.

برخی از این چهره‌ها و شخصیت‌ها مانند آیت‌الله میلانی، سیدمحمد مشکوة، قمر آریان، مهدی محسنیان راد، فخرالدین حجازی، فاضل تونی و… در اهالی فرهنگ ایران شناخته شده‌اند و برخی دیگر مانند مرحوم بدری تیمورتاش (خواهر عبدالحسین تیمورتاش) که نخستین بانوی دندانپزشک ایرانی بود و عنوان مادر دندانپزشکی ایران لقب گرفته، چندان شناخته شده نیستند و ضرورت بازمعرفی آنها به چشم می‌خورد. همچنین ضرورت دارد که همه این شخصیت‌ها با زبانی ساده به توده‌های مردم معرفی شوند.

نویسنده در مقدمه خود بر این کتاب نوشته است: «اکثر مطالب و رزومه‌هایی که در باب این بزرگان به نگارش درآمده برگرفته از لابه‌لای مصاحبه‌ها و زندگینامه‌های خودنوشت آنهاست که سالیان قبل در مجلات و نشریات مختلف درج شده و ایجانب با گردآوری آنها برای اولین بار به چاپ رسانده‌ام.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...