کتاب «محمدعلی فروغی در صحنه دیپلماسی بین‌الملل» نوشته فریدون زند فرد توسط انتشارات کتابسرا در نمایشگاه کتاب تهران عرضه شد.

به گزارش خبرنگار مهر، محمدعلی فروغی را به‌عنوان یکی از چهره‌های تأثیرگذار سیاست ایران در دوران گذار حکومت پهلوی اول به دوم می‌شناسند. او البته در حوزه ادبیات و ترجمه نیز فعالیت داشته و کتاب مورد نظر، درباره کارنامه فروغی در زمینه دیپلماسی بین‌المللی است.

فروغی در بخشی از سال‌های فعالیت سیاسی، عضوی شاخص از اعضای هیئتی شد که برای دادخواهی به کنفرانس صلح پاریس در ورسای اعزام شدند. غالب لوایح تنظیمی، نتیجه فکر و قلم فروغی بودند. وظیفه مذاکره با نمایندگان اکراد عثمانی در پاریس برای کسب امتیازات اراضی و اقتصادی هم به وی محول شد. در دوره تأثیرگذاری فروغی در این برهه تاریخی، انگلستان با مشارکت ایران در کنفرانس صلح مخالف و امضای قرارداد ۱۹۱۹ در تهران، مورد مناقشه و بحث و گفتگو بود.

در کتاب «محمدعلی فروغی در صحنه دیپلماسی بین الملل» همچنین اشاره می‌شود که فروغی در سال ۱۳۰۷ به‌عنوان رئیس هیئت نمایندگی ایران در جامعه ملل منصوب شد و طی چند سال اقامت فروغی در ژنو بوده که به‌عنوان اولین نماینده ایران به شورای جامعه ملل (محفل نخبگان سیاسی اروپا) راه پیدا کرده و سپس به ریاست این شورا پذیرفته می‌شود. این مساله هم یکی از موضوعاتی است که کتاب پیش رو به آن‌ها پرداخته است.

کتاب مورد نظر با ۱۹۲ صفحه و قیمت ۳۰ هزار تومان در نمایشگاه کتاب تهران عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...