بی‏‌پرده درباره جنگ | هم‌میهن


گوئین دایر [Gwynne Dyer] در کتاب «تاریخ فشرده جنگ» [The shortest history of war : from hunter-gatherers to nuclear superpowers-- a retelling for our times]، از یک مربی دریانوردی در مورد نحوه‌ی شست‌وشوی مغزی سربازان برای کشتن نقل می‌کند. مربی می‌توانست تجربه‌ی سووِرلو به‌ویژه‌ اعتراف او را درک کند که می‌گفت، کشتن آدم‌ها وقتی آن‌ها دور هستند آسان‌تر است، که خود سوورلو آدم‌های دوردست را «شبیه مورچه‌ها» تشبیه می‌کرد. اما آموزش افراد برای این‌که برای کشورشان آدم بکشند، هنوز سخت است به‌خصوص اگر همان‌طور که دایر می‌گوید، همان کشور آن‌ها را طوری تربیت کرده باشد که قتل، بزرگ‌ترین گناه باشد.

«تاریخ فشرده جنگ» [The shortest history of war : from hunter-gatherers to nuclear superpowers-- a retelling for our times] گوئین دایر [Gwynne Dyer]

بعد از جنگ‌های جهانی قرن پیشین، درنهایت به این نتیجه رسیدند که گناه از کنترل خارج شده است. در واکنش، تلاش جدی زیادی توسط کشورهای مختلف صورت گرفت تا کسب‌وکار جنگ با ایجاد سازمان ملل محدود شود.

دایر استدلال می‌کند که تا وقتی دولت ـ ملت‌ها با ابعاد مختلف به رقابت با هم ادامه دهند، جنگ ناگزیر است. او می‌گوید که جنگ تغییر کرده است، اما ما تغییر نکرده‌ایم. از اجداد شکارچی-گردآورنده ما گرفته تا قدرت‌های هسته‌ای رقیب امروزی، هر زمان که منابع مورد بحث قرار گرفته‌اند، ما به نبرد رفته‌ایم. دایر در اثرش درگیری‌های متعدد بشر را در این گزارش فشرده روشن می‌کند و جنگ را از ماقبل تاریخ تا اولین شهرهای جهان ردیابی می‌کند. او به بررسی فاصله کوتاه «جنگ محدود» قبل از انقلاب قرن هجدهم می‌پردازد که «جنگ تمام‌عیار» را آغاز کرد و این‌که چگونه ویرانی با شوک هسته‌ای هیروشیما فرا رسید.

کتاب دایر با این ادعا شروع می‌شود که جنگ به‌طور چشمگیری در حال کاهش است و اکنون منجر به مرگ‌ومیر کمتری از تصادفات رانندگی می‌شود. بااین‌حال او هیچ مدرکی برای چنین ایده‌های پذیرفته‌‌شده‌ای ارائه نمی‌دهد. اما می‌توانیم حدس بزنیم که او از روش‌های آشنایی مانند تخمین مرگ‌ومیرهای جنگ‌های تاریخی و کشته‌شدن جمعیت‌های محلی و مقایسه‌شان با تعداد تلفات جنگ‌های اخیر استفاده می‌کند.

اگر مردم این شروع را به‌عنوان دفاعی در برابر تمام ادعاهایی که در پی فراگیر شدن جنگ‌ها در طول تاریخ و ماقبل تاریخ بشری است در نظر بگیرند، این می‌تواند سودمند باشد. اما حتی داشتن چنین تفکری منوط به پذیرش چارچوب کلی ارائه‌شده توسط دایر تا آخرش است، یعنی این‌که جنگ یک انتخاب نیست، بلکه چیزی است که توسط تکنولوژی یا جمعیت یا منابع یا آب‌وهوا تعیین می‌شود و وقتی این را پذیرفتیم، آیا واقعاً مهم است که تصور کنیم جنگ در حال افزایش است یا کاهش؟ زیرا در هر صورت ما فقط می‌نشینیم و تماشا می‌کنیم.

دایر مروری برگزیده از نمونه‌های باستان‌شناسی و مردم‌شناسی شناخته‌شده جوامع جنگ‌طلب ارائه می‌دهد. او این روایت را با این باور بی‌پایه همسو می‌کند که همه‌ی جوامع بشری در یک مسیر واحد تکامل یافته‌اند و ویژگی‌های یکسانی را در یک توالی یکسان از مراحل ابتدایی تا پیشرفته به نمایش گذاشته‌اند. تجزیه و تحلیل دایر، کل مناطقی مانند نیمکره غربی، بیشتر آفریقا و استرالیا را نادیده می‌گیرد و به این معنی است که آن‌ها تا زمانی که «کشف نشده‌اند»، وجود نداشته‌اند.

او ادعا می‌کند که انسان‌ها ذاتاً جنگجو هستند، زیرا آن‌ها شکارچیانی هستند که در اندازه‌های گروهی مختلف زندگی می‌کنند. بااین‌حال او توضیح نمی‌دهد که انسان‌ها دیگر شکارچی نیستند یا در چنین گروه‌هایی زندگی نمی‌کنند. همچنین توضیح نمی‌دهد که چرا هزینه‌های قابل‌توجهی برای تبلیغات نظامی در گونه‌ای می‌شود که‌ به‌جای تأثیرپذیری از انتخاب‌های آگاهانه، از نظر ژنتیک مستعد جنگ هستند.

دایر در این اثر بیشتر به بحث‌ و جدل می‌پردازد تا این‌که واقعیت‌های تاریخی را باز کند. او بیشتر بر بحث درباره‌ی امکان جنگ هسته‌ای در 70 سال گذشته تمرکز می‌کند تا این‌که به واقعیت‌های جنگ‌های قرون وسطایی طی چند قرن اخیر بپردازد. اما شاید حق با او باشد؛ جنگ هسته‌ای (زمستان هسته‌ای که در پی آن خواهد آمد که از عواقب اقلیمی احتمالی یک جنگ هسته‌ای است) عواقبی برای همه دارد، درحالی‌که در بیشتر موارد جنگ‌های قرون وسطایی چنین نبود و عمدتاً تنها کسانی که مستقیماً درگیر آن بودند را تحت‌تأثیر قرار می‌داد.

به همین دلیل است که او «تداوم اشاعه‌ی هسته‌ای» را به‌عنوان یکی از سه محرک بالقوه برای جنگ جهانی بعدی، در کنار تغییرات آب‌وهوایی و ظهور قدرت‌های غیردموکراتیک مانند چین معرفی می‌کند. این مسائل در کنار هم فشار قابل‌توجهی را بر سیستم شکننده حفظ صلح که ایجاد کرده‌ایم، وارد می‌کند.

به گفته‌ی دایر، این سیستم با تمام کاستی‌هایش هنوز بهترین شانس ماست. او بحث می‌کند که در دهه‌های آینده، کشورها باید به یک نهاد فراملی اجازه دهند تا اختلافات آن‌ها را حل‌وفصل کند. این فراخوانی مستقیم برای اقدام جمعی است. اما آیا دایر اشتباه می‌کند؟ به‌هرحال هیچ کشوری به‌تنهایی نمی‌تواند به تغییرات آب‌وهوایی رسیدگی کند یا در برابر یک خودکامگی گسترده بایستد.

نویسنده باور دارد که درحال‌حاضر ناسیونالیسم در غرب، قوی‌تر از زمان پایان جنگ سرد است. بااین‌حال او همچنان خوشبین است و به ما یادآوری می‌کند، تصادفی نیست که از سال 1945 ـ زمانی که «جامعه بین‌المللی» به‌معنای مدرن ظهور کرد ـ ما قرن‌ها، طولانی‌ترین دوره بدون جنگ جهانی بزرگی را تجربه کرده‌ایم.

سپس جنگ سرد و تهاجم روسیه به اوکراین رخ داد که طولانی‌ترین صلح بین قدرت‌های بزرگ از زمان جنگ جهانی دوم را از بین برد. با وجود تمام فناوری‌های پیشرفته و جامعه جهانی بیش از حد به‌هم‌پیوسته، ما بار دیگر خود را در لبه پرتگاه می‌یابیم؛ زیرا تغییرات آب‌وهوایی، رقابت برای منابع را تشدید می‌کند و ابرقدرت‌ها با بمب‌های اتمی، هواپیماهای بدون سرنشین و سلاح‌های خودکار در حال توسعه است.

دایر می‌گوید: «وظیفه‌ی چند نسل آینده این است که دنیای کنونی کشورهای مستقل را به‌ نوعی جامعه‌ی بین‌المللی واقعی تبدیل کند. اگر ما موفق به ایجاد آن جامعه شویم، هرچند نزاع، نارضایتی و بی‌عدالتی وجود داشته باشد در آن‌صورت عملاً به جنگ پایان خواهیم داد و چه چیزی بهتر از این خواهد بود.»

کتاب دایر درحالی‌که جامع‌ترین تاریخ جنگ نیست، اما او بینش‌های قابل‌تأملی را ارائه می‌دهد. همچنین این کتاب از جنبه‌هایی، بسیار منحصربه‌فرد است؛ زیرا به‌جای بررسی هر جنگ فردی، به «چگونگی» وقوع جنگ‌ها و درگیری‌ها و چگونگی تکامل آن در طول زمان می‌پردازد.

دایر در کل کتاب به انسان‌شناسی، روان‌شناسی و دیگر زمینه‌های مرتبط نقب می‌زند تا از محرک‌های درگیری‌ها پرده بردارد. مخاطب «تاریخ فشرده‌ی جنگ»، تمام‌ آن‌هایی هستند که می‌خواهند نقش جنگ را در داستان بشر درک کنند و این‌که چگونه می‌توانیم جلوِی این خطر را بگیریم.

گوئین دایر؛ مورخ، روزنامه‌نگار و استاد دانشگاه بریتانیایی ـ کانادایی است. مجموعه تلویزیونی مستند او درباره تاریخ جنگ، نامزد دریافت جایزه اسکار شد. دایر از دهه 1960 در شهر لندن انگلستان زندگی و در آنجا به‌عنوان ستون‌نویس کار می‌کند و ستون‌هایش در روزنامه‌ها و نشریات مختلفی منتشر می‌شود. دایر همچنین کارشناس برجسته در امور خاورمیانه است و چندین کتاب در این زمینه نوشته است. اخیراً او بر تغییرات اقلیمی و پیامدهای ژئوپلیتیکی خاورمیانه تمرکز کرده است.

کتاب «تاریخ فشرده جنگ: از شکارچی - خوراکجویان تا ابرقدرت‌های هسته‌ای»، با ترجمه سهند سلطان‌دوست در 280 صفحه و با قیمت 320 هزار تومان از سوی نشر مرکز منتشر شده است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ................

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...