کتاب «زوج و خانواده درمانی» [Marriage and family therapy : a practice-oriented approach] نوشته لیندا متکالف [Linda Metcalf] به زبان فارسی ترجمه و منتشر شد.

زوج و خانواده درمانی [Marriage and family therapy : a practice-oriented approach] نوشته لیندا متکالف [Linda Metcalf]

به گزارش خبرگزاری مهر، این کتاب را که با رویکرد تمرین‌محور در ۵۴۰ صفحه قطع وزیری منتشر شده، دکتر محمد قمری، دکتر ایوب دبیری، دکتر مهسا کبیری و روشنک مروج به‌صورت مشترک به فارسی برگردانده و توسط انتشارات آرادمان منتشر شده است.

مترجمان در مقدمه خود بر کتاب آورده‌اند:

پدیده‌ها و آسیب‌های مختلفی در جامعه امروزی وجود دارند که بنیان خانواده و استحکام ازدواج را مورد هدف قرار می‌دهند، لذا نیاز به خدمات مشاوره حرفه‌ای در حوزه ازدواج و خانواده بیش از پیش احساس می‌شود. برای حرفه‌ای شدن در امر مشاوره در هر حوزه بایستی با دیدگاه‌ها و نظریه‌های حرفه‌ای آن حوزه آشنا بود. با این حال، صرف اَشنایی نظری با نظریه‌ها کافی نیست. بلکه باید نظریه‌ها را در عمل تجربه کرد و تفاوت‌ها را شاهد بود تا به دیدگاه روشنی در خصوص فرایند مشاوره رسید. کتاب تمرین ازدواج و خانواده درمانی، کتاب کاربردی در زمینه مشاوره ازدواج و خانواده است. این کتاب علاوه بر مفروضات نظری هر نظریه فرایند درمان و دیدگاه متخصصان شاغل در این حوزه را ارائه می‌دهد.

مطالعه این کتاب، به تمامی دانشجویان رشته‌های یاورانه که علاقه‌مند به کار در حوزه مشاوره و روان‌درمانی ازدواج و خانواده هستند، همچنین متخصصان شاغل در این حوزه پیشنهاد شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...