کتاب «فروید» [Freud] نوشته جاناتان لیر [Jonathan Lear] با ترجمه مجتبی جعفری و علیرضا طهماسب توسط نشر نو منتشر و راهی بازار نشر شد.

فروید  [Freud] جاناتان لیر [Jonathan Lear

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نسخه اصلی این‌کتاب سال ۲۰۱۵ توسط انتشارات راتلج در نیویورک منتشر شده است.

نویسنده این‌کتاب، بخش بزرگی از زندگی خود را به آموختن و آموزش فلسفه در دانشگاه گذرانده است. او دانش‌آموخته روان‌شناسی هم بوده و به درمان بیمارانی هم پرداخته که از پس هزینه‌های روان‌کاوی برنمی‌آمدند. او در این‌کتاب خود تلاش کرده اندیشه‌های فلسفی‌اش را با تجارب بالینی‌اش تلفیق کند. جاناتان لیر همان‌طور که خود گفته، در این‌کتاب زندگی‌نامه فروید را ننوشته و دل‌مشغول فراز و فرودهای زندگی او نیست. در کتابش تاریخ اندیشه و تاریخ فرهنگ هم ننوشته است.

به گفته مولف اثر،‌ کتاب پیش‌رو، کند و کاوی در مفاهیم کانونی روان‌کاوی فروید و اهمیت ماندگارشان است و او سعی کرده در تشریح مبانی روان‌کاوی فروید، ساده و روشن بنویسد. او ۴۰ سال است که مشغول بررسی اندیشه‌های فروید است.

کتاب پیش‌رو، ۷ فصل دارد که به‌ترتیب عبارت‌اند از: «تاویل ناهشیار»، «میل جنسی، اروس و زندگی»، «تاویل رویا»، «انتقال»، «اصول کارکرد ذهن»،‌ «ساختار روان و زایش روابط موضوعی» و «اخلاق و مذهب». پیش از این‌فصول هم درآمدی با عنوان «گفت‌وگوی غریب» درج شده است.

در بخش «درآمد: گفت‌وگوی غریب» ۷ عنوان «قاعده بنیادین فروید»، «روایتی شایسته از روان‌شناسی اخلاق»، «اخلاق‌ستیزی روان‌کاوی»، «صداقت»، «انگیزه برابری‌خواهی»، «سفر زندگی» و «درآمدی فلسفی بر غیرفیلسوفان» آمده‌اند.

ترجمه فارسی این‌کتاب از روی ویراست دوم آن انجام شده است. فلسفه ذهن، اراده آزاد و تعیّن‌گرایی، عقلانیت، ماهیت خود، ذهنیت، اخلاق و دین از جمله موضوعاتی هستند که در این‌کتاب به آن‌ها پرداخته شده و حیطه‌هایی از فلسفه هستند که گفته شده فروید بر آن‌ها تاثیر داشته است. میل جنسی، ناهشیار، رویا و نظریه انتقال هم از دیگر مسائلی هستند که فرید با آن‌ها درگیر بوده و جاناتان لیر در کتاب خود به اهمیت فلسفی آن‌ها پرداخته است.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

این همان‌چیزی است که در داستان فرضی ما رخ می‌دهد: دورا از دوران کودکی به اضطرابش با فوران خشم واکنش نشان داده است. پیامد ناگوار این وضعیت عبارت است از اختلال در رشد و تحول خشم به منزله هیجانی رشدیافته. از این‌رو، در هجده‌سالگی و در واکنش به اضطراب همچنان ظرفیت هیجانی اندکی دارد. به مجرد برانگیخته‌شدن اضطراب، او همچنان به فوران‌های خشم رشدنایافته روی می‌آورد و بدین ترتیب، هرچند می‌توان گفت «او به صورت آقای ک سیلی زد، چون از او خشمگین بود» و «او از آقای ک خشمگین بود، چون پیشنهادی بی‌شرمانه به او داده بود»، نمی‌توان نتیجه گرفت که پیشنهاد آقای ک دلیل خشم دورا بوده است. بلکه پیشنهاد او سبب بروز اضطرابی تحمل‌ناپذیر شده که واکنشی سخت خشمگینانه را در پی داشته است. این واکنشی حیاتی است زیرا موقعیت اضطراب‌برانگیز را بر هم می‌زند و از این‌رو، می‌توان آن را نوعی دفاع به شمار آورد. اما چنین خشمی آنقدر رشدیافته نیست که به‌واقع ادعای موجه‌بودن کند. دورا ظرفیت فکری لازم را برای داشتنِ تجربه عاطفی موجه ندارد. از نظر زیستی، او هجده‌ساله است، پس دشوار بتوان درک کرد که واکنش‌های خشمگینانه کودکی سه‌ساله را از خود بروز دهد. اما خیلی سرراست باید گفت این خانم جوان هیجانات کودکی سه‌ساله را دارد.

این‌نکته برای فهم آنچه در انتقال به فروید رخ داده ضروری است.

این‌کتاب با ۴۱۴ صفحه، شمارگان هزار و ۱۰۰ نسخه و قیمت ۷۸ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...