«منفی صفر تا مثبت پنج» نکات کلیدی تربیت فرزند نوشته علی صدرا [کارشناس خانواده در صدا و سیما] از سوی نشر هنگام منتشر شد.

منفی صفر تا مثبت پنج تربیت فرزند نوشته علی صدرا

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم،‌ در این کتاب با سه رویکرد علمی، دینی و تجربی به موضوع تربیت فرزند پرداخته است. این کتاب تربیت فرزند را از پیش از ازدواج، انتخاب همسر، انعقاد نطفه، دوران بارداری(به ویژه ماه‌های 4 تا 6 بارداری)، هنگام تولد، دوسال اول، دوسال سوم و4 تا 6 سالگی بر اساس متون دینی و احکام اسلامی، علوم روانشناسی، تجربیات و پژوهش‌های میدانی، حکایت ها و اشعار پارسی و دیدگاه‌های بزرگان و اندیشمندان به نام، و با ایجاد فضاهایی شاد و نکاتی کلیدی بررسی می‌کند.

در بخشی از این کتاب آمده است: «تمام حرف این کتاب در سه نکته زیر خلاصه می‌شود:

یک: از فرزندمان توقع شخصی با تجربه ی هفتاد ساله نداشته باشیم!
دو: حق نداریم به فرزندمان بگوییم: حوصله ندارم! وقت ندارم! و بعد توقع فرزندی حرف‌شنو داشته باشیم.
سه: زمان ما برای زندگی در دنیا زیاد نیست! با فرزندمان کودکی کنیم. چشم بر هم بزنیم فرزندمان بزرگ شده... پس دنیا را نه به کام خودمان و نه به کام فرزندمان تلخ نکنیم!»

کتاب "منفی صفر تا مثبت پنج" در 164 صفحه و با قیمت 39 هزار تومان توسط نشر هنگام به بازار نشر عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...