سفری در تحول اندیشه‌های روانکاوی مدرن | ایسنا


روانکاوی، از لحظه‌ تولد خود در دست‌های زیگموند فروید تا به امروز، فراتر از یک روش درمانی، به یک پارادایم فکری تبدیل شده است که عمیقاً بر فرهنگ، هنر و علوم انسانی تأثیر گذاشته است. فروید، با نبوغی کم‌نظیر، درهای ناخودآگاه را گشود و مفاهیمی بنیادین چون تعارضات درونی، لیبیدو، تعبیر رویاها و اهمیت بی‌بدیل تجربیات دوران کودکی را به ارمغان آورد. این مفاهیم، که زمانی رادیکال به نظر می‌رسیدند، اکنون به بخش جدایی‌ناپذیر زبان روزمره و تحلیل روانشناختی ما بدل شده‌اند. بااین‌حال، عظمت روانکاوی در توقف در آستانه فروید نیست، بلکه در پویایی و تکامل مستمر آن در طول بیش از یک قرن گذشته است. این مکتب، با ورود به قرن بیستم و بیست‌ویکم، دستخوش تحولات عمیق و پردامنه‌ای شد که دیدگاه‌های جدیدی را در بطن خود پرورش داد.

تاریخ روانکاوی (از فروید تاکنون)»[Freud and beyond : a history of modern psychoanalytic thought]

کتاب ارزشمند «تاریخ روانکاوی (از فروید تاکنون)»[Freud and beyond : a history of modern psychoanalytic thought] نوشته استیفن میچل و مارگارت بلک[Stephen A. Mitchell & Margaret J Black]، به عنوان یک راهنمای جامع و معتبر، خواننده را به سفری روشنگرانه در این تحولات می‌برد. این کتاب، نه صرفاً شرحی از نظریه‌ها، بلکه تحلیل زنده‌ای از جریان‌های فکری است که روانکاوی مدرن را شکل داده‌اند؛ از هری استک سالیوان و نظریه‌های روابط میان‌فردی تا ژاک لاکان و خوانش ساختارگرایانه از فروید، و از ملانی کلاین تا دی. دبلیو. وینیکات و مکتب روابط شیئی. ترجمه‌ شیوا و دقیق علیرضا طهماسب و مجتبی جعفری از سوی نشر نو، این اثر را به منبعی قابل اعتماد برای مخاطب فارسی‌زبان تبدیل کرده است.

یکی از امتیازات برجسته این کتاب، دسترسی‌پذیر‌بودن آن برای مخاطب عام و غیرمتخصص است. نویسندگان، برخلاف بسیاری از متون سنگین سنتی، توانسته‌اند با لحنی روان و استفاده از مثال‌های بالینی ملموس و جذاب، مفاهیم عمیق و پیچیده‌ روانکاوی را به شکلی قابل فهم و کاربردی توضیح دهند. این ویژگی، کتاب را نه‌تنها برای دانشجویان و متخصصان روانشناسی به یک ضرورت تبدیل می‌کند، بلکه برای هر فرد کنجکاوی که به دنبال درک عمیق‌تر ذهن انسان و روابط او با جهان پیرامون است، یک منبع خواندنی و ارزشمند به شمار می‌آید.

روانکاوی مدرن را باید نه تکرار، بلکه تحولی مداوم و پر از تنوع نظری دانست که از محدوده‌ صرفاً «درون‌فردی» فراتر رفت. هری استک سالیوان یکی از پیشگامان این تحول بود. او بر اهمیت حیاتی روابط میان‌فردی در شکل‌گیری شخصیت و آسیب‌شناسی روانی تأکید کرد. سالیوان با این دیدگاه، روانکاوی را از قید انحصاری تعارضات غریزی و درونی فرویدی رها ساخت و نشان داد که ذهن انسان را نمی‌توان در انزوای اجتماعی بررسی کرد؛ بلکه شخصیت همواره در بستر اجتماعی و ارتباطی خود شکل می‌گیرد و تعریف می‌شود. این رویکرد، بذر نظریه‌های روابط شیئی و روانکاوی میان‌فردی را کاشت که بعدها تأثیرات عمیقی در سراسر این حوزه گذاشتند و دامنه روانکاوی را گسترش دادند.

ملانی کلاین و دی. دبلیو. وینیکات دو چهره‌ محوری دیگر در این گسترش پسافرویدی محسوب می‌شوند. کلاین، با تمرکز بر تحلیل بازی کودکان و معرفی مفاهیمی چون موقعیت پارانوئید-اسکیزوئید و موقعیت افسرده‌وار و شیء درونی، پایه‌های روانکاوی کودک را محکم ساخت. او توجه را به دنیای پرآشوب و شدید فانتزی‌های ناخودآگاه اولیه معطوف کرد. در مقابل، وینیکات با ایده‌های درخشان خود همچون مفهوم شیء انتقالی و تمایز میان «خود واقعی»" (True Self) و «خود کاذب» (False Self)، به درک عمیق‌تری از فرآیند رشد روانی سالم و چگونگی برقراری رابطه با محیط کمک کرد. مفهوم «مادر به اندازه کافی خوب» (Good Enough Mother) او، نقش محیط و رابطه اولیه را در شکل‌گیری توانایی فرد برای «تنهابودن» و «خلاقیت» برجسته کرد. این دیدگاه‌ها، روانکاوی را به سمت درک پویاتر و رشدی‌تر از شخصیت انسان سوق دادند و ثابت کردند که فرآیند روانکاوی تنها تحلیل ناخودآگاه نیست، بلکه فرآیندی مرتبط با رشد، سازگاری و تحقق‌بخشی فرد در جهان واقعی است.

در جبهه‌ای دیگر، ژاک لاکان، روانکاو و فیلسوف فرانسوی، با طرح «بازگشت به فروید» جریانی متفاوت و پرچالش را پایه‌گذاری کرد. لاکان متون فروید را از نو و با تأکید بر زبان، ساختارگرایی و فلسفه بازخوانی کرد. او قاطعانه معتقد بود که ناخودآگاه به شکل زبان سازماندهی شده است. از نظر لاکان، روانکاوی باید با تحلیل دقیق گفتار، نمادها و ساختارهای زبانی به فهم ذهن بپردازد. این رویکرد ساختارگرایانه و فلسفی، با وجود پیچیدگی‌های زبانی و مفهومی‌اش، تأثیر شگرفی نه تنها بر روانکاوی، بلکه بر نقد ادبی و علوم انسانی گذاشت و مباحث تازه‌ای را درباره رابطه زبان، سوژه و میل باز کرد.

کتاب «تاریخ روانکاوی» همچنین به خوبی نشان می‌دهد که چگونه نظریه‌های روانکاوی در طول زمان، فراتر از اتاق درمان، به مسائل فرهنگی و اجتماعی کلان نیز پرداخته‌اند. موضوعاتی مانند جنسیت، قدرت، فرهنگ، هویت و جامعه در آثار بسیاری از روانکاوان معاصر نمود یافته است. این گسترش حوزه‌ی نظری، روانکاوی را از یک رشته‌ی صرفاً بالینی به یک دیدگاه گسترده‌ انتقادی و تحلیلی برای فهم انسان در ابعاد مختلف زندگی و تعاملات اجتماعی او بدل کرده است.

در پایان، این اثر یک نقشه راه جامع و روشن برای درک تاریخ پیچیده و پربار روانکاوی و تنوع نظریه‌های آن ارائه می‌دهد. این تاریخ، روایتگر بیش از صد سال تلاش مستمر و ژرف برای فهم پیچیدگی‌های بی‌انتهای ذهن انسان است؛ از فروید که بنیانگذار بود تا چهره‌های معاصری که با تأملات فلسفی، جامعه‌شناختی و روانشناختی، این مکتب را به سطحی نوین و همگام با چالش‌های عصر رسانده‌اند. مطالعه‌ چنین اثری به علاقه‌مندان روانکاوی کمک می‌کند تا نه‌تنها با مفاهیم پایه‌ای آشنا شوند، بلکه چشم‌اندازی وسیع‌تر نسبت به تحولات مستمر این حوزه‌ مهم در قرن بیستم و بیست‌ویکم بیابند و درک کنند که روانکاوی، مکتبی زنده و در حال رشد است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...