ترجمه موزون و مسجع تفسیر کهن قرآن کریم با عنوان «تفسیر نَسَفی» توسط انتشارات سروش به چاپ سوم رسید.

قرآن کریم تفسیر نَسَفی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «تفسیر نَسَفی؛ ترجمه‌ای کهن از قرآن مجید به فارسی موزون و مسجّع، به‌ضمیمه آیات» تألیف امام ابوحَفص نجم‌الدین عُمَربن‌محمّد نسفی با تصحیح عزیزالله جوینی به‌تازگی توسط انتشارات سروش به چاپ سوم رسیده است.

حدود هزار سال پیش در شهری از سرزمین ماوراءالنهر، مفتی‌الثقلین، امام ابوحفص نجم‌الدین عمربن‌محمد نسفی، یکی از تفاسیرکم‌نظیر قرآن را نوشت؛ طوری‌که بیش از ۱۰۰ کتاب در علوم مختلف اسلامی، از این تفسیر یاد کرده‌اند. امروز به این تفسیر نیاز بیشتری حس می‌شود و علت آن، هماهنگی و یگانه کردن صنوف ناهمگون فرق اسلامی است؛ زیرا در این تفسیر هیچ برخوردی بین مذهب اهل سنت و شیعه اثناعشری نیست.

گفته‌ شده ابوحفص نجم‌الدین حنفی‌مذهب و از نظر کلامی اشعری‌مذهب بوده است. از منظر وزن و آهنگ موسیقایی عبارات شاید گزاف نباشد بگوییم نخستین تفسیری است که می‌توان گفت طلیعه‌دار شعر نوی امروز در ایران است. مثل: منم مر شما را رسول امین (فعولن فعولن فعولن فعول) در ترجمه «إنی لکم رسولٌ اَمین».

چاپ سوم ترجمه این‌کتاب با هزار و ۳۱۶ صفحه، شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۱۸۰ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...