چاپ یازدهم کتاب «گفت‌وگوهای اوریانا فالاچی» [Interview with History Oriana Fallaci] در نشر افق منتشر شد.

چاپ یازدهم از هفت مصاحبه تاریخی اوریانا فالاچی گفت‌وگوهای اوریانا فالاچی Interview with History Book by Oriana Fallaci

به گزارش کتاب نیوز به نقل از آنا، این کتاب شامل هفت مصاحبه تاریخی و بی‌تکرار با رهبران تأثیرگذار در تاریخ قرن بیستم است. روایت دقیق و پرسش‌های هوشمندانه این روزنامه‌نگار معروف، نه تنها ورق زدن برگ‌هایی از تاریخ است، بلکه آشنایی با شخصیت و نوع تفکر اوریانا فالاچی به‌عنوان روزنامه‌نگار و نویسنده‌ای تأثیرگذار نیز هست.

این گفت‌وگوها شامل گفت‌وگو با امام خمینی (ره)، مهندس بازرگان، سرهنگ قذافی، شارون، لخ والسا، راکووسکی و محمدرضا پهلوی است که در روزنامه ایتالیایی «کوریره دلاسرا» منتشر می‌شد و به دیگر زبان‌ها نیز نشر می‌یافت. اما غلامرضا امامی این مصاحبه‌ها را از زبان ایتالیایی ترجمه و برای نخستین بار در جهان، در کتابی گردآوری و راهی بازار کتاب ایران کرده است.

لازم به یادآوری است که در چاپ یازدهم این کتاب، غلامرضا امامی علاوه بر مقدمه خود بر کتاب، دو مقدمه از خاطرات اوریانا فالاچی در حاشیه مصاحبه با امام خمینی و مهندس مهدی بازرگان را نیز به کتاب افزوده است.

چاپ جدید کتاب «گفت‌وگوهای اوریانا فالاچی» در قطع رقعی و ۲۱۱ صفحه و با قیمت ۱۹ هزار تومان توسط نشر افق عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...