«دایاسپورا، مقدمه‌ای بسیار کوتاه» [Diaspora: A Very Short Introduction] نوشته‌ی کوین کنی [Kevin Kenny] با ترجمه‌ی مسعود آقائی ساداتی و پیمان حقیقت‌طلب منتشر شد.

دایاسپورا، مقدمه‌ای بسیار کوتاه» [Diaspora: A Very Short Introduction]  کوین کنی [Kevin Kenny]

به گزارش کتاب نیوز، نسخه اصلی این کتاب به سال 2013 و در مجموعه مختصر و مفید دانشگاه آکسفورد منتشر شده است. ترجمه‌ی این کتاب دومین اثر از مجموعه کتاب‌های انجمن مهاجرت دیاران است.

کوین کنی استاد مطالعات ایرلند و تاریخ در دانشگاه نیویورک است و دایاسپورا مفهومی ست مهم و کاربردی حول موضوع مهاجرت و نحوه‌ی کنش فعال با مهاجرین.

در بخشی از مقدمه‌ کتاب آمده است: «در کشور ما ایران در سالیان اخیر اهمیت دایاسپورا به صورت محدودی مورد توجه سیاستگذاران قرار گرفته است. اجرای طرح‌هایی همچون بازگشت نخبگان ایرانی، جذب نخبگان و کارآفرینان بین‌المللی و زمزمه‌های بهره‌مندی از توانمندی‌های ایرانیان خارج از کشور نمونه‌هایی از این توجهات است. اما این امر هیچ‌گاه به صورت یکپارچه و منظم و به صورت یک سیاست واحد از سوی همه‌ی دستگاه‌های اجرایی مورد توجه نبوده است. شاید بیراه نباشد اگر بگوییم که نبود مطالعات علمی در حوزه‌ی مفهومی دایاسپورا یکی از عوامل بزرگ عدم توفیق ایران و بی‌توجهی به انواع دایاسپوراهای کشور ایران (دایاسپورای ایرانیان خارج از کشور و دایاسپورای افغانستانی‌های ساکن ایران) بوده است. کتاب «دایاسپورا، مقدمه‌ای بسیار کوتاه» یک گام کوچک برای معرفی این مفهوم بزرگ در ایران است...».

کنی استاد تاریخ است و کتاب دایاسپورا سرشار است از مثال‌های تاریخی از یهودیان، ارامنه، ایرلندی‌ها، آسیایی‌ها و آفریقایی‌هایی که با مهاجرت‌های‌شان شکل‌های گوناگونی از دایاسپورا را در جای جای جهان به وجود آورده‌اند.

این روزها که تب مهاجرت به شدت بالا رفته است و از سویی دیگر تأثیرات مهاجران بر سرزمین مبدأشان به موضوعی ملموس و تجربی تبدیل شده است، کتاب دایاسپورا چهارچوبی دقیق برای تحلیل مسائل مهاجرت فراهم می‌کند.

کتاب «دایاسپورا» در 156 صفحه و با قیمت ۶۵ هزار تومان توسط انتشارات میراث اهل قلم به بازار نشر آمده است.

خرید کتاب دایاسپورا مهاجرین مهاجرت کوین کنی ترجمه حقیقت طلب

دایاسپورا: مقدمه بسیار کوتاه | کوین کنی | 156 صفحه
برای خرید کلیک کنید و یا تماس بگیرید با 33355577 و یا تلگرام 09370770303

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...