مولف کتاب «سیاست تجارت در ایران عصر صفوی» بر آن است که از میان طیف‌های متنوع تجارت ابریشم در اواخر عصر صفوی، نگاهی به شبکه روابط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در محدوده قلمرو سرزمین صفویان و در روابط میان ایران و همسایگانش و میان ایران و جهان به‌طور کلی داشته باشد.

سیاست تجارت در ایران عصر صفوی»؛ ابریشم در برابر نقره، ۱۶۰۰-۱۷۳۰ [The Politics of Trade in Safavid Iran: Silk for Silver, 1600-1730]  رودالف پی. متی [Matthee Rudi

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «سیاست تجارت در ایران عصر صفوی»؛ ابریشم در برابر نقره، ۱۶۰۰-۱۷۳۰ [The Politics of Trade in Safavid Iran: Silk for Silver, 1600-1730] نوشته رودالف پی. متی [Matthee Rudi] با ترجمه مانی صالحی علامه از سوی نشر فرهنگ جاوید به چاپ رسید.

رودی مته از جمله ایران‌شناسان و صفویه‏‌پژوهان شاخص است و خوانندگان فارسی‌زبان با کتاب‌‏های او به‏ ویژه کتاب مهم «ایران در بحران» آشنا هستند. او تا کنون کتاب‌های زیادی درباره سیاست، اقتصاد و اجتماع صفوی نوشته است. در کتاب «روس‌ها در ایران» نوشته مشترک رودی متی و یلنا آندری یوا و دیگران با ترجمه محمد آقاجری منتشر شده است. در این کتاب به دیپلماسی و قدرت در ایران، از آغاز دوره قاجار تا پایان جنگ جهانی دوم می‌پردازد.

مولف در این کتاب بر آن است که از میان طیف‌های متنوع تجارت ابریشم در اواخر عصر صفوی، نگاهی به شبکه روابط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در محدوده قلمرو سرزمین صفویان و در روابط میان ایران و همسایگانش و میان ایران و جهان به‌طور کلی داشته باشد.

در پشت جلد کتاب آمده است: «ابریشم که اهمیتی شایان برای درآمد دولت صفوی داشت، تنها کالایی بود که کل حیط اقتصادی ایران را دربرمی‌گرفت و کانون توجه تجار خارجی به ایران در آغاز قرن هفدهم به‌شمار می‌رفت. ابریشم در این کتاب تحقیقی، به‌عنوان نماد و نشانه‌ای از جنبه‌های گوناگون جامعه ایران در اواخر عصر صفوی مورد توجه قرار گرفته است. مولف در این اثر، چهار موضوع اصلی را جدا کرده و به تفصیل مورد بررسی قرار داده‌ است: «اقتصادی سیاسی صفویان»، «تعامل متقابل میان دربار صفوی و تجار خارجی»، «شبکه اصلی مسیرهای صادراتی ایران و تأثیر تغییرات اقلیمی بر آنها» و مشکلات سیاسی و اقتصادی ایجاد شده در پی سقوط و فروپاشی حکومت صفویه در اوایل قرن هجدهم». رودالف پی متی فراز و فرود هر یک از این موارد جداگانه را تحلیل و تبیین کرده است.

کتاب «سیاست تجارت در ایران عصر صفوی»؛ ابریشم در برابر نقره، ۱۶۰۰-۱۷۳۰ نوشته رودالف پی. متی، ترجمه مانی صالحی علامه در 511 صفحه به بهای سیصد و پنجاه و نه هزار تومان از سوی نشر فرهنگ جاوید به چاپ رسید.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...