کتاب «نظریه روانکاوانه فیلم و قاعده بازی» [Psychoanalytic film theory and the rules of the game] نوشته تاد مک‌گوان [Todd McGowan] با ترجمه علی قاسمی منتشر شد. این کتاب پیش از این با ترجمه مجتبی دلیر و توسط کتاب ارجمند منتشر شده بود.

نظریه روانکاوانه فیلم و قاعده بازی» [Psychoanalytic film theory and the rules of the game] نوشته تاد مک‌گوان [Todd McGowan]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، در مقدمه کتاب می‌خوانیم: مایه شگفتی است که این‌قدر طول کشید تا روانکاوری در نظریه فیلم جای پای محکمی بیابد. پیوند میان اندیشه روانکاوانه و سینما به‌وضوح نمایان است. این‌که هر دوی آن‌ها در یک سال آغاز شدند تماما تصادفی نیست. در سال ۱۸۹۵، فروید و یوزف برویر مطالعاتی در باب هیستری را منتشر کردند، و لویی و آگوست لومییر نخستین فیلم‌هایشان را در گراندکافه در پاریس نمایش دادند. نظریه‌پردازان فیلم اغلب این تقارن تاریخی را مورد التفات قرار داده‌اند، اما فصل مشترک روانکاوری و سینما تنها سال سرآغازشان نیست. از خلال تحلیل رویاهاست که روانکاوری به مهم‌ترین کشفیات خود نایل می‌شود، و تا به امروز، سینما همچنان یک کارخانه رویا، صورتی از رویاپردازی جمعی باقی مانده است.

در نوشته پشت جلد کتاب هم آمده است: نظریه روانکاوانه فیلم و "قاعده بازی"، درآمدی موجز و عاری از دشوارگویی بر نظریه روانکاوانه فیلم به دست می‌دهند و نیز نشان می‌دهد که چگونه این نظریه را می‌توان به منظور تفسیر فیلم کلاسیک ژان رنوار به کار گرفت.

این کتاب پیدایش نظریه روانکاوانه فیلم را از بنیادهای آن در اندیشه زیگموند فروید و ژاک لکان و همین‌طور تحول آن را از خلال نمودهای معاصرش در آثار نظریه‌پردازانی همچون اسلاوی ژیژک و جون کاپجک پی‌جویی می‌کند. این درآمدِ تاریخی برای دانشجویان و پژوهشگرانی که مشتاق آشنایی بیشتر با این حوزه مهم از نظریه فیلم هستند سودمند است و مفاهیم نظریه روانکاوانه فیلم را از خلال تفسیر موشکافانه فیلم به عرصه کاربرد عملی می‌آورد.

«نظریه روانکاوانه فیلم و قاعده بازی» نوشته تاد مک‌گوان با ترجمه علی قاسمی در ۲۳۵ صفحه با شمارگان ۱۱۰۰ نسخه و با قیمت ۹۶ هزارتومان در فرهنگ نشر نو منتشر شد.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...