کتاب «لذت‌های ناممنوع» [Unforbidden pleasures] نوشته آدام فیلیپس [Adam Phillips] با ترجمه نصراله مرادیانی از سوی نشر بیدگل منتشر شد.

لذت‌های ناممنوع» [Unforbidden pleasures] نوشته آدام فیلیپس [Adam Phillips

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، آدام فیلیپس (1954- ) روانکاو بریتانیایی است. استدلال او این است که عموماً این لذت‌های ممنوعه‌اند که فکر ما را به خود مشغول می‌کنند؛ ولی اگر خوب تأمل کنیم، شاید بتوانیم از امور ناممنوع هم، اگر نه بیشتر، دست‌کم به‌اندازۀ تابوها لذت ببریم.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم: «چه‌بسا برآورد ناقصی داریم از اینکه با محدود شدن ما، تحت قیدوبند امر ممنوعه و قوانینش، جهانمان چقدر محدود می‌شود. لذت‌های ناممنوع، کتابی است بلندپروازانه که از احساس ناامنی و بی‌ثباتی زندگی مدرن می‌گوید و به بررسی پویاییِ فلسفی، روان‌شناختی و اجتماعی‌ای می‌پردازد که بر میل انسان حاکم است و به واقعیت روزمرۀ او شکل می‌دهد».

تیم آدامز خبرنگار روزنامه گاردین درباره این کتاب و فیلیپس اینطور نوشته است: «آدام فیلیپس، تیزبین‌ترین روان‌کاو از میان روان‌کاوان اهل قلم، همواره رسالتش را بیشتر خویشاوند ادبیات دانسته تا علم. شغل اصلی‌اش بینش و آگاهی‌ای به او می‌دهد که در نوشتارش به‌صورت شور و اشتیاقی نامعمول خود را نشان می‌دهد. همۀ نویسندگان بزرگ، آگاهانه یا ناخودآگاه، موقع نوشتن از روش تداعی آزاد روان‌کاوان بهره می‌جویند و در می‌یابند که به‌تعبیری شکل‌گیری اثر در هنگام نوشتنش نوعی سیاحت و انکشاف خود است، تماشای ذهنمان وقتی مشغول کار است؛ ولی کم‌اند نویسندگانی که مثل فیلیپس آن سوائق را درک کنند و شیفته‌شان باشند. مقاله‌های او شاهدی است بر این مدعا».

کتاب «لذت‌های ناممنوع» توسط نصراله مرادیانی ترجمه شده و انتشارات بیدگل آن را در ۱۹۲ صفحه و به قیمت ۱۸۶ هزار تومان منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...