با چاپ ۴ عنوان جدید، مجموعه «مفاهیم روانکاوی» انتشارات نگاه به رقم ۱۰ جلد رسید.

مفاهیم روانکاوی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، مجموعه «مفاهیم روانکاوی» که انتشارات نگاه پیش‌تر ۶ عنوان از آن را منتشر کرده بود، با چاپ ۴ جلد جدید به رقم ۱۰ جلد رسید و تکمیل شد.

«تصعید» [Sublimation] نوشته کالو سینگ [Singh, Kalu] با ترجمه ناتاشا محرم‌زاده با ۸۴ صفحه، «هیستری» [Hysteria] نوشته جولیا بوروسا [Borossa, Julia] با ترجمه قاسم مومنی با ۸۰ صفحه، «سوپراگو» [The superego] نوشته پری سیلا راث [Roth, Priscilla] با ترجمه مصطفی نخعی با ۷۱ صفحه و «ضمیر ناآگاه» [Unconsciou] نوشته فیل مالن [Mollon, Phil] با ترجمه فاطمه باغستانی و ۸۲ صفحه چهار کتاب جدید و پایانی این‌مجموعه هستند که همگی مانند دیگر کتاب‌های این‌مجموعه، با قیمت ۱۸ هزار و ۵۰۰ تومان منتشر شده‌اند.

پیش از این‌کتاب‌ها هم عناوین اول تا ششم مجموعه «مفاهیم روانکاوی» با عناوین «اضطراب» [Anxiety] نوشته ریکی امانوئل  [Emanuel, Ricky] با ترجمه سینا رویایی، «رشک» [Envy] نوشته کیت باروز [Barrows, Kate] با ترجمه مریم خدادادی، «فوبیا» [Phobia] نوشته ایوان وارد [Ward, Ivan] با ترجمه رضا ستوده، «لیبیدو» [Libido] نوشته راجر کندی [Kennedy, Roger] با ترجمه ابراهیم رنجبر، «فانتزی» [Phantasy] نوشته جولیا سیگال [Segal, Julia] با ترجمه ابراهیم رنجبر و «اختگی» [Castration] نوشته ایوان وارد [Ward, Ivan] با ترجمه سارا اسکندری منتشر شده‌اند که به‌تازگی چاپ دوم‌شان وارد بازار نشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...