کتاب «راهنمای جامع فرزندپروری در دروان نوجوانی» نوشته آسیه اناری و رضوان اناری منتشر شد.

راهنمای جامع فرزندپروری در دروان نوجوانی آسیه اناری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب که بر اساس معرفی‌اش می‌تواند برای والدین، معلمان، روانشناسان و مشاوران مورد استفاده قرار گیرد، در ۲۴۴ صفحه در قالب ۱۲ فصل نوشته شده‌ و در انتشارات یاسما وابسته به مرکز مشاوره یاسان راهی بازار کتاب شده است.

اصول برقراری رابطه با نوجوان، اصول تشویق و تنبیه در نوجوانی، مدیریت رابطه با همسالان، پیشگیری از مصرف مواد، سیگار و الکل در نوجوانی، و همچنین آموزش جنسی به نوجوانان از جمله مهم‌ترین عنوان‌های این کتاب هستند.

در فصل پایانی «راهنمای جامع فرزندپروری در دوره نوجوانی» نیز به والدین آموزش داده شده که چطور از خود مراقبت کنند تا بتوانند پدر یا مادر بهتری باشند.

بر اساس اعلام ناشر، این کتاب مورد تایید انجمن روانشناسی بالینی کودک و نوجوان ایران نیز قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...