کتاب «هنر رنجاندن» اثر آرتور شوپنهاور با ترجمه علی عبداللهی توسط نشر مرکز به چاپ چهارم رسید.

به گزارش مهر، چاپ اول ترجمه «هنر رنجاندن» آذرماه سال گذشته به بازار آمد و حالا نسخه‌های چاپ چهارمش عرضه شده‌اند.

«هنر خوشبختی»، «هنر رفتار با زنان»، «هنر رنجاندن» و «هنر خودشناسی» ۴ کتابی هستند که در قالب عناوین مجموعه هنرهای شوپنهاور با ترجمه علی عبداللهی توسط مرکز منتشر شده‌اند.

 آرتور شوپنهاور فیلسوف مهم و شکاک آلمانی متولد ۱۷۸۸ و درگذشته به سال ۱۸۶۰ است. اندیشه‌های این اندیشمند موجب دگرگونی‌های مهمی در تاریخ فلسفه شده و او را به عنوان فیلسوفی صریح و داوری بی‌تعارف می‌شناسند. شوپنهاور در بیان نظریاتش حتی از ناسزاگویی،‌ فحش و رنجاندن دیگران ابایی نداشت و گاهی طرف ناسزاهایش فلاسفه‌ای چون هگل، فیشته و کانت بودند.

فرانکو وولپی شوپنهاورپژوهی که تدوین و چاپ مجموعه هنرهای این‌فیلسوف را به‌عهده دارد، درباره کتاب «هنر رنجاندن» گفته که نسخه مکملی بر کتابچه «هنر همیشه بر حق بودن»‌ است؛ رساله‌ای که ۳۸ ترفند شوپنهاور را برای استفاده شخصی‌اش نوشته بوده و طی سال‌های عمرش منتش نشد. اما پس از مرگش به چاپ رسید. شوپنهاور در فرازهای پایانی این رساله، ابداعاتش را که روش‌ها و ترفندهای شکست‌دادن حریف در گفتگو، جدل و کشمکش را شامل می‌شود و هیچ ارتباطی با حقیقت ندارند، گردآوری کرده است. او معتقد بود وقتی انسان به حریفی باهوش‌تر و ماهرتر از خودش برمی‌خورد، دیگر شگردها و فنون ماهرانه دیالکتیکی و چیره‌دستی در خطابه، کاری از پیش نمی‌برند.

عبداللهی مترجم اثر هم درباره این‌کتاب شوپنهاور می‌نویسد شاید بهتر بوده نام این کتاب را دانشنامه ناسزاها و پرخاشگری‌های شوپنهاور یا زرادخانه طعن‌ها بگذارد.

بین دلایلی که موجب نوشته‌شدن مطالب این کتاب شدند، یک دلیل جالب توجه به چشم می‌خورد؛ همسایه‌ شوپنهاور که زنی خیاط به نام کارولینه مارکوئت بود، علیه او به دادگاه شکایت کرد. این زن به اتفاق دوستانش مقابل در خانه ایستاده و با حرافی‌های خود مزاحم اندیشه‌های شوپنهاور  می‌شده است. نقل دیگر این است که این زن مزاحم خلوت خصوصی فیلسوف بوده و شوپنهاور هم در اقدامی خشن، او را از بالای پله‌ها هل می‌دهد. در نتیجه در روند طولانی دادرسی ۵ ساله پرونده شکایت زن خیاط، فیلسوف آلمانی محکوم شد تا پایان زندگی زن، مبلغی را به‌طور ماهیانه به او بپردازد.

عناوین اصلی «هنر رنجاندن» پس از یادداشت مترجم، عبارت‌اند از: فرانکو وولپی (مقدمه‌ای به قلم وولپی)، مخفف‌نویسی‌ها، برخی آثار شوپنهاور که به فارسی ترجمه شده‌اند، ترتیب الفبایی مدخل‌ها.

چاپ چهارم این‌کتاب با ۱۲۸ صفحه و قیمت ۲۲ هزار و ۵۰۰ تومان منتشر شده است.

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...