کتاب «هلگولند؛ درک معنای انقلاب کوانتومی» [Helgoland : making sense of the quantum revolution] نوشته کارلو روولی [Carlo Rovelli] به‌تازگی با ترجمه سمانه نوروزی توسط نشر چترنگ منتشر و راهی بازار نشر شد.

هلگولند؛ درک معنای انقلاب کوانتومی» [Helgoland : making sense of the quantum revolution]  کارلو روولی [Carlo Rovelli]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌کتاب جدیدترین اثر این‌مولف است که نسخه انگلیسی آن سال ۲۰۲۱ منتشر شده است.

کارلو رووِلّی، فیزیکدان نظری ایتالیایی است که تا به حال، فعالیت‌های زیادی در زمینه فیزیک فضا_زمان داشته و در کشور خودش و آمریکا مشغول به کار بوده است. او در حال حاضر رهبری گروه پژوهشی گرانش کوانتومی در مرکز فیزیک نظری شهر مارسی در فرانسه را به عهده دارد. کتاب «گفتارهایی از فیزیک» این‌نویسنده یکی از آثار مشهورش است که به زبان‌های زیادی ترجمه شده است.

از این‌نویسنده تاکنون ترجمه دو کتاب «واقعیت ناپیدا» و «نظم زمان» توسط نشر نو و ترجمه کتاب‌های «گفتارهایی از فیزیک»، «سیر زمان»، «روی دیگر حقیقت (سفر به گرانش کوانتومی)» و «جاهایی در جهان که مهربانی مهم‌تر از قانون است» توسط نشر چترنگ در ایران منتشر شده‌اند.

روولی کتاب «هلگولند» را به تد نیومن تقدیم کرده که باعث شده او بفهمد نظریه کوانتوم را نفهمیده است. این‌کتاب هم مانند دیگر آثار این‌مولف که درباره کوانتوم بوده‌اند، این‌نظریه علمی را کنکاش می‌کند و روند شکل‌گیری آن را شرح می‌دهد. روولی با مثال‌ها و چالش‌های ابتدایی نظریه، مخاطب را به سمت درک نظریه می‌برد و سپس آن را بسط می‌دهد و به جنبه‌های فلسفی و درک و شناخت انسان و نظریات اجتماعی همراه با آن می‌پردازد.

مولف کتاب پیش‌رو در مسیر مورد اشاره، از فرهنگ‌های مختلف هم شاهد مثال می‌آورد. این‌کتاب ۳ بخش اصلی دارد که ۷ فصل را در خود جا داده‌اند. بخش اول کتاب،‌ فصل اول را شامل می‌شود که عبارت است از «زیبایی غریب اندرون». بخش دوم هم فصل‌های دو، سه و چهار را شامل می‌شوند: «رساله‌ای غریب درباره ایده‌های نامتعارف»، «آیا ممکن است چیزی در رابطه با من واقعی باشد، اما در رابطه با شما واقعی نباشد؟» و «شبکه روابطی که واقعیت را به هم می‌بافد»‌. سومین بخش کتاب هم سه‌فصل «توصیف دقیق یک جسم شامل اجسامی است که خود را به آن‌ها نشان می‌دهد»، «برای طبیعت مساله‌ای است که قبلا حل شده است.» و «اما آیا واقعا ممکن است؟» می‌شود.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

تاثیرگذارتر از آن پاسخ سیاستمدارانه بوگدانف به لنین است. لنین از یقینیات مطلق حرف می‌زند. او چنان ماتریالیسم تاریخی مارکس و انگلس را ارائه می‌کند که گویی تا ابد معتبر است. بوگدانف به این نکته اشاره می‌کند که این خشک‌اندیشی ایدئولوژیکی نه‌فقط در تطبیق با پویایی تفکر علمی شکست می‌خورد، بلکه به خشک‌اندیشی متحجرانه سیاسی نیز می‌انجامد. در سال‌های آشفته بعد از انقلاب، بوگدانف استدلال می‌کند که انقلاب روسیه ساختار اقتصادی جدیدی ایجاد کرده است. اگر همان‌طور که مارکس می‌گوید، فرهنگ تحت تاثیر ساختار اقتصادی باشد، جامعه پساانقلابی می‌تواند فرهنگ جدیدی تولید کند که دیگر نمی‌تواند همان مارکسیسم ارتدکس پیش از انقلاب باشد. عالی است. برنامه سیاسی بوگدانف تفویض قدرت و فرهنگ به مردم بود؛ تقویت فرهنگ مشترک، جدید و سخاوتمندانه‌ای که رویای انقلابی به بار آورده است. در مقابل، برنامه سیاسی لنین، تقویت ایده‌های پیشرو انقلابی بود؛ گنجینه حقیقت مورد نیاز برای هدایت مردم. سبک نسبتا دافعه‌آوری که ماتریالیسم و امپریوکریتیسیسم با آن نوشته شده، بازتابنده موضع فلسفی آن است: «سبک اخلاقی عصبانی، طنین کم‌فروغ لعن و تکفیر» نامیده شده است؛ «احتمالا بی‌ادبانه‌ترین اثر فلسفی‌ای که تاکنون منتشر شده است.»

این‌کتاب با ۱۶۴ صفحه، شمارگان ۷۰۰ نسخه و قیمت ۵۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...