نتشارات «دار الامیر» در بیروت نسخه عربی کتاب «هبوط در کویر» علی شریعتی را منتشر کرد.

به گزارش ایرنا، نسخه عربی کتاب هبوط در کویر نوشته علی شریعتی که توسط انتشارات دار الامیر در بیروت ترجمه شده است طی چند روز آینده رونمایی خواهد شد و از ویژگی های این نسخه ترجمه شده کتاب تطابق کامل با متن فارسی آن است.

هبوط در کویر به زبان عربی در 864 صفحه در قطع بزرگ و با جلد فاخر به چاپ رسیده است و شامل هفت فهرست علمی و ضمیمه ویژه وصیتنامه کامل دکتر شریعتی است که برای اولین بار به زبان عربی منتشر می شود و علاوه بر این تصاویری از دست نوشته های دکتر شریعتی را نیز در خود جا داده است.
یاسر الفقیه و مریم میرزاده این کتاب را به عربی ترجمه کرده اند و محمد حسین بزی در مقدمه آن نوشته است:  دو سال از عمر خود را پشت سرگذاشتم؛ گویی یک عمر کامل بود؛  این در پیشگاه خدا برایم کافی است و به عنوان میراثم این ثمره وجود دارد که برای خوانندگان عربی هبوط در کویر به ثمر نشست.

به گفته وی، شریعتی در این کتاب اهداف والای دینی و شرعی را به شیوه خاص خود به تصویر می کشد و اکنون می توانم بگویم این کتاب به دلیل در برداشتن نکاتی از فلسفه، عرفان، تاریخ، روانشناسی، جامعه شناسی، ادیان و مذاهب، اسطوره، و حکایت و امثال، شعر و روایت و حتی قصه کوتاه مکتب جدیدی را در درک اندیشه مذهبی به ویژه در نزد عرب زبانان ایجاد خواهد کرد. 
در پشت جلد این کتاب نیز گزیده هایی از سخنان امام موسی صدر و شهید مصطفی چمران در سوگ شریعتی دیده می شود؛ از جمله اینکه امام موسی صدر در این باره نوشته است: شریعتی یکی از رهبران اندیشه اسلامی در جهان و صاحب اندیشه های بسیار ازرشمند است، در کلاس های هفتگی وی حدود شش هزار دانشجو در حسینیه ارشاد حضور می یافتند.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...