مجموعه مقالات و گزارش‌های «رجال فارس در واپسین دوره قاجار» با زیر عنوان «حكومت بريتانيا در هند، ۱۹۲۵» منتشر شد.

رجال فارس در واپسین دوره قاجار کاوه بیات

به گزارش کتاب نیوز، کتاب «رجال فارس در واپسین دوره قاجار» گرداوری و ترجمه کاوه بیات کاوه بیات از تازه ترین آثار منتشر شده توسط نشر شیرازه است.

کاوه بیات (متولد ۱۳۳۳ تهران -) تاریخ‌نگار، پژوهشگر ایرانی و نوه دختری صولت‌الدوله قشقایی است. وی مقالاتی در فصلنامه گفتگو و ماهنامه جهان کتاب و ماهنامه‌ی اندیشه‌ی پویا دارد. بیات دبیر مجموعه‌های «تاریخ معاصر ایران» و «آسیای میانه و قفقاز» در شرکت نشر و پژوهش شیرازه کتاب (انتشارات شیرازه کتاب ما) است.

ناشر در معرفی این اثر او آورده است:

آنچه اینک تحت‌عنوان رجال فارس در واپسین دوره‌ی قاجار ترجمه و ارائه می‌شود شرح حال ۳۶۱ نفر رجال فارس و پاره‌ای از دیگر مقاماتی است که در آن سال‌ها در فارس نقش‌آفرین بوده‌اند و هر یک بنا بر موقعیت سیاسی و محلّی خود به‌نوعی در تعامل یا تقابل با مقامات نظامی و سیاسی بریتانیا که در آن ایّام نفوذ و حضور چشمگیری در صفحات جنوبی ایران داشتند. در کنار شرح‌حال رجال مزبور و پاره‌ای از فهرست‌های مختلف مانند فهرستی از والیان فارس و حکّام بنادر یا مجموعه‌ای از شجره‌نامه‌های گوناگون، اشارات ضمنی و تلویحی به مجموعه‌ای از رخدادهای محلّی در این دوره نیز بر ارزش این مجموعه به‌عنوان یک مأخذ مهم تاریخی می‌افزاید.

«رجال فارس در واپسین دوره قاجار» نوشته کاوه بیات در 221 صفحه و قیمت 65 هزارتومان در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...