کتاب «تاثیرات حشدالشعبی عراق بر سیاست‌های راهبردی ایران» نوشته کیوان آقابابائی، کارشناس ارشد روابط بین‌الملل منتشر شد.

به گزارش ایسنا، این کتاب در ۲۳۲ صفحه، با شمارگان ۲۰۰ نسخه و قیمت ۳۰ هزار تومان توسط نشر نگار و نیما (نگیما) منتشر شده است.

«کلیات»، «چارچوب نظری»، «سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال تحولات سیاسی عراق ۲۰۱۷-۲۰۱۴»، «بسیج مردمی عراق(حشدالشعبی)، ابعاد و تاریخچه» و «سیاست خارجی ایران و عربستان سعودی در سیر تحولات سیاسی عراق جدید ۲۰۱۷-۲۰۱۴» پنج فصل کتاب «تاثیرات حشدالشعبی عراق بر سیاست‌های راهبردی ایران» هستند. 

در بخشی از کتاب آمده است: تعریف لغوی حشدالشعبی: در زبان عربی حشد= به معنای جماعت و گروه و جمعیت است، شعبی=ملی و به معنای گروهی از مردم با اشترکاتی خاص است. و در کل به معنای بسیج مردمی عراق یا حشدالشعبی معروف است. و خلاصه: به نیروهای شبه نظامی عراق گفته می‌شود که در کنار ارتش این کشور قرار دارند و با هدف مبارزه «علیه داعش» سازماندهی شده‌اند. این نیرو از حدود ۴۰ گروه مختلف تشکیل شده است که عمدتا گروه‌های شیعه هستند و گروه‌های «سنی‌مذهب و مسیحی و ایزدی» نیز در آن حضور دارند. 

علت بررسی و تحلیل پدیده نوین حشدالشعبی از تاریخ ۲۰۱۷-۲۰۱۴؛ به‌خاطر صدور فتوای جهاد کفایی توسط آیت‌الله سیستانی در جمعه تاریخی ۲۳ خرداد ۱۳۹۳ (۲۰۱۴) - تشکیل هیئت حشدالشعبی در روز ۲۵ خرداد ۱۳۹۳، ذیل مدیریت دفتر اطلاعات و امنیت‌ ملی عراق و هجوم داوطلبانه مردم برای «جهاد و مقابله با یک تهدید امنیتی» که بسیج شدند و حشدالشعبی را به‌وجود آورده‌اند، است. 

حشدالشعبی محصول یک «ساختار ملی و داخلی» نیست، بلکه محصول «یک جریان فراملی» است. که از «اندیشه‌های صدور انقلاب امام خمینی» نشات گرفته است و امام خمینی معتقد است: «اگر اندیشه‌ ام‌القرای ما در یک کانون دربسته بماند و در مرزهای جغرافیایی خود محبوس شود قطعا شکست خواهد خورد». 

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...