ترجمه جلد دوم کتاب «تاریخ اندیشه روسیه» [A History of Russian Thought] با ویراستاری ویلیام لدربارو [William J Leatherbarrow] و درک آفورد [Offord, Derek] توسط انتشارات بزنگاه منتشر شد. جلد نخست این مجموعه سال گذشته روانه کتابفروشی‌ها شده بود.

جلد دوم کتاب «تاریخ اندیشه روسیه» [A History of Russian Thought]  ویلیام لدربارو [William J Leatherbarrow] و درک آفورد [Offord, Derek]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، جلد دوم کتاب «تاریخ اندیشه روسیه» با ترجمه عباس جنگ با شمارگان ۵۰۰ نسخه، ۲۷۴ صفحه و به بهای ۱۳۲ هزار تومان منتشر شد.

جلد نخست این مجموعه چهار جلدی در سال ۱۴۰۰، منتشر شده بود. مجموعه تاریخ اندیشه روسیه یکی از متون جامع و شاخص درخصوص سیر تاریخی اندیشه و جریانات روشنفکری در کشور روسیه است که توسط انتشارات دانشگاه کیمبریج و با ویراستاری ویلیام لدربارو و درک آفورد در سال ۲۰۱۰ انتشار یافته است.

جلد دوم مجموعه تاریخ اندیشه روسیه به بررسی پنج جریان فکری از آغاز سلطنت پتر کبیر تا دوران پیش از انقلاب ۱۹۱۷ می‌پردازد. این مجلد در فصل نخست با معرفی برخی شخصیت‌های کلیدی و اقدامات آن‌ها در دوران پتر کبیر و همچنین کاترین کبیر آغاز می‌شود و سعی دارد برخی مختصات روشنگری روسیه را در این دوره به نمایش درآورد. فصل دوم با تمرکز بر ایده‌های کارامزین، ملی‌گرایی رمانتیک، ملیت رسمی و اندیشه‌های اسلاووفیلیسم، شرایط ساختاری و همچنین ویژگی‌های بنیانی این جریان را در دوران الکساندر اول و سپس نیکلای اول مورد تأمل قرار می‌دهد.

در فصل سوم به شیوه‌ای جذاب مضمون و گونه‌های نیهلیسم و پرسش‌های بنیادین آن را در میان اعضای اینتلیجنسیا و نویسندگان این دوره روسیه بررسی می‌کند. فصل چهارم نوعی بازخوانی فلسفی از اندیشه رمان‎نویسان روسیه ارائه می‌کند. این فصل بخش بزرگی از ادبیات کلاسیک روسیه را در مقابل جریان اینتلیجنسیا قرار می‌دهد. و در فصل آخر از یک سو به ایده‌های فلاسفه و الهی‌دانان و از سوی دیگر با معنوی‌گرایان اخلاقی می‌پردازد که در دوران بحرانی سال‌های پایانی حکومت تزارها سعی داشتند از دین و سنت معنوی تحت کنترل حکومت که توسط روشنفکران و اینتلیجنسیا طرد شده بود برای مواجهه با وضعیت داخلی و پاسخ به پرسش‌های بنیادین بشریت استفاده کنند.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...