«افکار منفی را رها کن» [Let that sh*t go : find peace of mind and happiness in your everyday] نوشته نینا پیوروال [Nina Purewal] و  کیت پتریو [Kate Petriw] توسط نشر کوله پشتی منتشر شد.

افکار منفی را رها کن» [Let that sh*t go : find peace of mind and happiness in your everyday] نینا پیوروال [Nina Purewal] و  کیت پتریو [Kate Petriw]

به گزارش کتاب نیوز،  این کتاب که از گروه کتابهای روانشناسی و انگیزشی به شمار می رود؛ با ترجمه الهه علوی به علاقمندان ارائه شده است.

نینا پیوروال، نویسنده اصلی این کتاب، فارغ التحصیل در رشته تجارت از دانشگاه ویلفرید لوریر است و به صورت حرفه ای در تجارت و فروش فعالیت کرده است.

ناشر در معرفی این کتاب اینگونه آورده است: زندگی می‌تواند گاهی پر از استرس باشد، اما بدون استرس هم می‌شود زندگی کرد. تعجبی ندارد که چرا نمی‌توانید آرام بگیرید: لیست کارهایی که باید انجام دهید تبدیل به طومار بلندبالایی شده است، موجودی حساب بانکی‌تان مدام کم می‌شود. از اینکه بیشتر با والدینتان تماس نمی‌گیرید عذاب وجدان دارید و احتمالا پروژه‌هایی که باید به موقع سر کار تحویل بدهید هیچ وقت تمامی ندارد. به شدت نیاز به فرصتی برای استراحت دارید، اما حتى وقت دوش گرفتن هم ندارید. چه برسد به ورزش و مدیتیشن.

در این کتاب کیت پتریو و نینا پیوروال «راه رسیدن به آرامش با وجود تمام مشغله‌های زندگی» را با شما به اشتراک می‌گذارند. آنها از طريق دهها سال تمرین و آموزش به دیگران موفق به کسب این دانش شده‌اند. یاد بگیرید که زندگی‌تان را با نگرشی متفاوت ببینید، روزی یک قدم بردارید و اجازه ندهید آرامشتان منتهی به آشفتگی شود. و یادتان باشد چسبیدن به افکار منفی هیچ فایده‌ای ندارد. 

همچنین الهه علوی مترجم این اثر، فارغ التحصیل رشته زیست‌شناسی در سال ۱۳۷۸ در مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه تربیت مدرس است.

افکار منفی را رها کن در 304 صفحه و با قیمت 45 هزار تومان در کتابفروشی ها قابل خریداری است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...