«زوج درمانی راه حل محور» [Solution Building in Couples Therapy] نوشته الیوت کانی [Elliott Connie] به ترجمه اسماعیل اسدپور و مصطفی قلاوند از سوی انتشارات ارجمند منتشر شد.

زوج درمانی راه حل محور» [Solution Building in Couples Therapy] نوشته الیوت کانی [Elliott Connie]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا؛ نسخه اصلی این کتاب در سال 2012 منتشر شده است.

مصطفی قلاوند درباره ضرورت ترجمه این اثر گفت: همواره در شروع ترجمه یک اثر به عنوان مترجم باید یک سوال بنیادی از خویش پرسید. ضرورت ترجمه این اثر چه است و با ترجمه این کتاب قرار است چه خلاء ای در آن حیطه از علم پر شود. حال وقتی ما دست به انتخاب این اثر زدیم پاسخ کاملا واضح بود زیرا تا حال در ایران کتابی که در زمینه «زوج درمانی راه حل محور» ترجمه نشده بود و فقدان اثری در این زمینه که کاربرد آن در زمینه زوج درمانی بسیار است و علاقه مندان بیشماری دارد بی نهایت احساس می‌شد. عاملی که خود دغدغه انتخاب این اثر از نویسنده و زوج درمانگر مطرح آفریقایی آمریکایی در ما ایجاد کرد.

او ادامه داد: کتاب در مرحله نخست ویژه مشاوران خانواده و ازدواج و روانشناسان است اما در کنار آن همانطوری که نویسنده کتاب در مقدمه آن بیان داشته است می‌تواند مناسب زوجین و تمامی‌کسانی که علاقه ای به بالابردن کیفیت رابطه زناشویی خود هستند است.

به گفته قلاوند، در راستای عمومی‌سازی زوج درمانی راه حل محور کتاب دیگری از نویسنده همین اثر با عنوان "ازدواج راه حل محور" در انتشارات ارجمند زیر چاپ است که با بهره مندی از دانش زوج درمانی راه حل محور سعی در ارائه مدل غنی سازی رابطه زناشویی بر اساس این رویکرد داشته است.

او در پایان گفت: رویکرد راه حل محور و کاربست آن در زوج درمانی به عنوان مدلی درمانی اثرگذار، کاربردی و مفید شناخته شده است که همواره نبود منابع جامع و کاربردی در این حیطه کاملا احساس می‌شد که با ترجمه این اثر سعی در پوشش دادن به این خلاء داشتیم و این اثر به عنوان اولین کتابی در زمینه زوج درمانی راه حل محور شد که در ایران به زبان فارسی ترجمه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...