کتاب «التیام شرم» [Healing the shame that binds you] نوشته جان برادشاو [John Bradshaw] با ترجمه علی‌اکبر قاری‌نیت توسط انتشارات نسل نواندیش منتشر و راهی بازار نشر شد.

لتیام شرم» [Healing the shame that binds you]  جان برادشاو [John Bradshaw]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نسخه اصلی این‌کتاب در سال ۱۹۸۸ منتشر شده است.

جان برادشاو نویسنده این‌کتاب، یکی از صدنویسنده برتر موثر قرن بیست‌ویکم در زمینه کتاب‌های بهداشت و سلامت روان است و دیدگاه‌های مهمی درباره دوران کودکی و روابط خانوادگی با موضوعات توهین، بدرفتاری، اعتیاد، ضربه‌های روحی و ... منتشر کرده است. او کتاب‌هایی درباره التیام روحی و روانی دارد که به گفته مخاطبان بازار کتاب، به خیلی از مردم جهان کمک کرده است. برادشاو متولد هوستون در تگزاس است. او دارای دکترای رشته الهیات، روان‌شناسی و فلسفه از دانشگاه تورنتو است. همچنین دکترای روان‌شناسی و مذهب را هم از دانشگاه رایس دریافت کرده است.

کتاب «التیام شرم» یکی از آثار مهم جان برادشاو است که در آن سعی کرده نشان دهد چگونه شرم سمی و ناسالم که عموما گریبان جوانان را می‌گیرد و تا دوران بزرگسالی ادامه پیدا می‌کند، عامل اصلی بیماری‌ها و اختلالات روحی، روانی و وسواس‌هاست. در مقابل شرم سمی، شرم سالم هم وجود دارد که باعث توانمندی و پایداری و یکپارچگی نظام اجتماعی انسان می‌شود. اما شرم منفی باعث می‌شود عزت نفس و اعتماد به نفس فرد خدشه‌دار شود و نظام خانواده در آینده فرو بپاشد. از نظر جان برادشاو شرم سمی باعث می‌شود فرد همیشه گرفتار گذشته‌اش باشد.

مولف کتاب، این‌اثر را براساس تجربیات شخصی خود در مشاوره با معتادان و بیماران مختلف نوشته است. او در مقدمه کتابش به این نکته اشاره کرده که تجربیات سالها مشاوره، سخنرانی و پژوهش باعث شده به این‌نتیجه برسد که شرم به‌عنوان یک هیجان انسانی سالم می‌تواند به یک‌هویت تبدیل شود. برای داشتن شرم به‌عنوان یک هویت باید باور کنیم که انسان خطاکار و ناقص است. وقتی شرم به یک هویت تبدیل می‌شود، به ‌صورت شرم سمی و ضد انسانی درمی‌آید.

برادشاو می‌گوید شرم عاطفه‌ای است که منشأ بسیاری از حالات درونی و اختلالات روانی پیچیده است: افسردگی، از خود بیگانگی، عدم اعتمادبه‌نفس، گوشه‌گیری پارانوئید کژپندار، اسکیزوئید، بیماری‌های وسواسی، دوشخصیتی، کمال‌گرایی، احساس عمیق پستی، بی‌لیاقتی یا شکست، ‌اختلالات مرزی و بیماری‌های خودشیفتگی. شرم سمی کار شخصیت‌های واقعی‌مان را به قدری خراب می‌کند که نشانه‌های شرم از لاک‌های دفاعی خود کاذب نمایان می‌شوند. هر نشانه یا سندرم الگوی ویژة خودش را دارد. شرم سمی هستة روان‌رنجوری، اختلالات شخصیتی، خشونت سیاسی، جنگ‌ها و مجرم بودن می‌شود.

کتاب پیش‌رو، علاوه بر پیشگفتار چاپ دوم (بااضافات) و پیشگفتار چاپ اول، ۳ بخش اصلی دارد که به‌ترتیب عبارت‌اند از: «مشکل_ شکست روحی و روانی»، «راه حل_ بهبودی و آشکارسازی» و «بیداری معنوی_ فرایند کشف».

برادشاو در بخش اول کتاب وجوه مختلف شرم،‌ ریشه‌ها و لاک‌های دفاعی آن را بررسی کرده و سپس نشان داده شرم،‌ چگونه باعث ناامیدی و ورشکستی روحی می‌شود. در بخش دوم هم نویسنده روش‌های شناخته‌شده برای کاهش شرم سمی و تبدیلش به شرم سالم را تشریح کرده است.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

یکی از درس‌های مهم زندگی‌ام را آبراهام لاو بنیان‌گذار شرکت ریکاوری داده است. او گفت که «اندیشیدن درباره مشکلاتمان پیچیده ولی ساده است،‌ اما انجام‌دادن کاری درباره آن‌ها ساده ولی دشوار است.» روشنفکران با زمینه شرم عاشق تجزیه‌وتحلیل‌اند.

وقتی داشتم مرحله چهارم را می‌نوشتم، فهمیدم که بخش اعظم خطاکاری‌ام ناشی از مشروب‌خواری و ترس است. به این‌نتیجه رسیدم که عامل اصلی تمام مشکلاتم احساس بی‌کفایتی و بی‌عرضگی‌ام بود. در آن زمان شرم را نمی‌شناختم، شرم سمی هسته داخلی تمام خطاکاری‌هایم بود.

هنگام تهیه فهرست مشکلاتم متوجه شدم که مشکل اصلی من اخلاقی است نه غیراخلاقی. در واقع، تلاش‌های اولیه‌ام در فهرست‌برداری لیست بلندبالایی از رفتارهای غیراخلاقی‌ام بود. با کمک پشتیبانم فهمیدم که من درگیر شکست اخلاقی مداوم بوده‌ام. در افکار بزرگنمایی خودم، یا فوق بشر (استثنایی) بودم یا مادون بشر (کرم‌مانند). هرگز بشر نبودم. سعی می‌کردم مافوق بشر (بی‌شرم) باشم، ولی به مادون بشر (پر شرم) تبدیل شدم.

این‌کتاب با ۴۳۲ صفحه، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۷۷ هزار و ۹۰۰ تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...