داستان مصور حیات امام خمینی(ره) به قلم محمدرضا زائری منتشر می‌شود.

به گزارش کتاب نیوز، کتاب "مهر خاوران" به قلم
محمدرضا زائری و با طراحی و تصویرسازی "حسن روح‌الامین" به زودی منتشر می‌شود. 

"مهر خاوران" که قرار است در ماهنامه‌ی "جدید" به صورت پاورقی و سپس به صورت کتاب منتشر شود؛ در ویرایش نخست خود فاصله‌ی زمانی خرداد 49 تا خرداد 68 را در بر می‌گیرد.

در این مجموعه که برای مخاطب نوجوان طراحی و آماده‌سازی شده است؛ " نریمان فرامرزی" مدیرپروژه و "سعید رزاقی" ناظرهنری هستند.


در بخشی از پیشگفتار کتاب آمده است: 
"تجربه به ما نشان داده است که تردید و سستی در دست‌زدن به چنین کارهایی همان‌قدر که از بی‌توجهی و عدم اهتمام ناشی می‌شود؛ ریشه در نگرانی از بازتاب‌های کاری جدی و صادقانه و شفاف دارد...

امیدوارم در آینده بتوان با تحمل و سماحت افزون‌تر نهادهای مسئول و فرصت و امکانات مناسب زوایای بیشتری از حیات درخشان این قهرمان بزرگ اسلام و ایران معاصر را به زبان هنر برای نسل جدید بیان کرد. بسیار ایده‌ها و طرح‌ها البته در این مرحله قابل اجرا نبوده‌است که به ویرایش‌های پسین وانهاده‌ایم.

حاصل کار اکنون هرچه هست بی‌تردید قابل بازنگری و تکمیل است. متواضعانه و صمیمانه از راهنمایی و همکاری شما استقبال می‌کنم و امیدوارم این تلاش ناچیز بتواند حتی فقط به حجم قطره‌ای از خون پاک شهیدان انقلاب اسلامی در معرفی و انتقال ارزشهای آسمانی این حرکت و تحول بزرگ سهم داشته‌باشد..."

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...