داستان مصور حیات امام خمینی(ره) به قلم محمدرضا زائری منتشر می‌شود.

به گزارش کتاب نیوز، کتاب "مهر خاوران" به قلم
محمدرضا زائری و با طراحی و تصویرسازی "حسن روح‌الامین" به زودی منتشر می‌شود. 

"مهر خاوران" که قرار است در ماهنامه‌ی "جدید" به صورت پاورقی و سپس به صورت کتاب منتشر شود؛ در ویرایش نخست خود فاصله‌ی زمانی خرداد 49 تا خرداد 68 را در بر می‌گیرد.

در این مجموعه که برای مخاطب نوجوان طراحی و آماده‌سازی شده است؛ " نریمان فرامرزی" مدیرپروژه و "سعید رزاقی" ناظرهنری هستند.


در بخشی از پیشگفتار کتاب آمده است: 
"تجربه به ما نشان داده است که تردید و سستی در دست‌زدن به چنین کارهایی همان‌قدر که از بی‌توجهی و عدم اهتمام ناشی می‌شود؛ ریشه در نگرانی از بازتاب‌های کاری جدی و صادقانه و شفاف دارد...

امیدوارم در آینده بتوان با تحمل و سماحت افزون‌تر نهادهای مسئول و فرصت و امکانات مناسب زوایای بیشتری از حیات درخشان این قهرمان بزرگ اسلام و ایران معاصر را به زبان هنر برای نسل جدید بیان کرد. بسیار ایده‌ها و طرح‌ها البته در این مرحله قابل اجرا نبوده‌است که به ویرایش‌های پسین وانهاده‌ایم.

حاصل کار اکنون هرچه هست بی‌تردید قابل بازنگری و تکمیل است. متواضعانه و صمیمانه از راهنمایی و همکاری شما استقبال می‌کنم و امیدوارم این تلاش ناچیز بتواند حتی فقط به حجم قطره‌ای از خون پاک شهیدان انقلاب اسلامی در معرفی و انتقال ارزشهای آسمانی این حرکت و تحول بزرگ سهم داشته‌باشد..."

هفته‌هاست که حتی یک ماهی نیامده است که به طعمه‌ی قلاب‌های او دهن بزند، ولی ناامید نمی‌شود و برای بار هشتاد و پنجم راه دریا را در پیش می‌گیرد... وقت ظهر، ماهی بزرگی به قلاب می‌اندازد... ماهی در اعماق حرکت می‌کند و قایق را به دنبال خود می‌کشد...ماهی‌گیر پیر زمزمه می‌کند: «ای ماهی، من دوستت دارم و احترامت می‌گذارم، خیلی احترامت می‌گذارم. ولی تو را خواهم کشت»... ماهی سیمین‌فامْ سرانجام خط‌های ارغوانی پوست خود را بر سطح دریا نشان می‌دهد ...
به رغم کم‌حجم بودنش در واقع یک کتابخانه عظیم است... یکی از چالش‌های زمخشری در تفسیر کشاف این بود که مثلا با عرفا گلاویز است، چون عقل کلی که عرفا مطرح می‌کنند برای‌شان قابل قبول نیست... از لحاظ نگرشی من اشعری هستم و ایشان گرایشات اعتزالی دارد... حاکم مکه وقتی می‌بیند زمخشری به مکه می‌رود، می‌گوید اگر تو نمی‌آمدی، من می‌خواستم به خوارزم بیایم و تقاضا کنم این متن را به پایان برسانی... هنوز تصحیح قابل قبولی از آن در اختیار نداریم ...
نخستین بخش از سه‌گانه‌ پی‌پی جوراب‌بلند در کشتی و پی‌پی جوراب‌بلند در دریاهای جنوب... دخترکی نه‌ساله به تنهایی در خانه‌ای چوبی در وسط باغی خودرو، واقع در یکی از شهرهای کوچک سوئد، زندگی می‌کند... تقریباً یتیم است، زیرا که مادرش مرده است و پدرش در جزیره‌ی دوردستی در آفریقا حکومت می‌کند... با شادی آمیخته به ترس خود را به دست ماجراهای افسارگسیخته‌ای می‌سپارند... برداشت‌های سنتی از تعلیم و تربیت را دگرگون می‌کند ...
شرکت در اعتصابات کارگری، میل به گیاه‌خواری، بستری‌شدن در تیمارستان، تمایلات همجنس‌گرایانه و… وجوه اشتراکی است که تشخیص راوی، اف، پیرمرد منحرف و نیز پیرمردی که سردسته‌ تروریست‌ها خوانده می‌شود را از یکدیگر برای مخاطب با دشواری همراه می‌کند... تصمیم او مبنی بر تطهیر روح خود از طریق خودآزاری جسمی بهانه‌ای می‌شود تا راوی با تعابیر طنزآمیزی چون محراب‌های فسقلی پلاستیکی، صلیب‌های تزیینی، قدیسه تقلبی و زلم‌زیمبوهای مذهبی به تمسخر کلیسا و اربابان آن بپردازد ...
می‌خواستم از بازی سرنوشت بنویسم. از اینکه چطور فردی که خود را در آستانه مرگ می‌بیند و آماده پذیرش آن است، ناگهان... با مرگ مرتضی و به اسارت درآمدن زلیخا... با به دنیا آمدن «یوسف» بار دیگر زلیخا به زندگی برمی‌گردد... تصور معمول ما همیشه این بوده که آنچه در دوره‌های مختلف تاریخی ایران از سر گذرانده‌ایم تنها مختص به تاریخ ما و ایران زمین بوده است ...