داستان مصور حیات امام خمینی(ره) به قلم محمدرضا زائری منتشر می‌شود.

به گزارش کتاب نیوز، کتاب "مهر خاوران" به قلم
محمدرضا زائری و با طراحی و تصویرسازی "حسن روح‌الامین" به زودی منتشر می‌شود. 

"مهر خاوران" که قرار است در ماهنامه‌ی "جدید" به صورت پاورقی و سپس به صورت کتاب منتشر شود؛ در ویرایش نخست خود فاصله‌ی زمانی خرداد 49 تا خرداد 68 را در بر می‌گیرد.

در این مجموعه که برای مخاطب نوجوان طراحی و آماده‌سازی شده است؛ " نریمان فرامرزی" مدیرپروژه و "سعید رزاقی" ناظرهنری هستند.


در بخشی از پیشگفتار کتاب آمده است: 
"تجربه به ما نشان داده است که تردید و سستی در دست‌زدن به چنین کارهایی همان‌قدر که از بی‌توجهی و عدم اهتمام ناشی می‌شود؛ ریشه در نگرانی از بازتاب‌های کاری جدی و صادقانه و شفاف دارد...

امیدوارم در آینده بتوان با تحمل و سماحت افزون‌تر نهادهای مسئول و فرصت و امکانات مناسب زوایای بیشتری از حیات درخشان این قهرمان بزرگ اسلام و ایران معاصر را به زبان هنر برای نسل جدید بیان کرد. بسیار ایده‌ها و طرح‌ها البته در این مرحله قابل اجرا نبوده‌است که به ویرایش‌های پسین وانهاده‌ایم.

حاصل کار اکنون هرچه هست بی‌تردید قابل بازنگری و تکمیل است. متواضعانه و صمیمانه از راهنمایی و همکاری شما استقبال می‌کنم و امیدوارم این تلاش ناچیز بتواند حتی فقط به حجم قطره‌ای از خون پاک شهیدان انقلاب اسلامی در معرفی و انتقال ارزشهای آسمانی این حرکت و تحول بزرگ سهم داشته‌باشد..."

خواهر و معشوقه‌اش، دروسیلا می‌میرد و کالیگولا بر اثر مرگ او به پوچی زندگی بشر پی می‌برد... آنچه کالیگولا می‌خواهد این است که به اندازه‌ی سرنوشت بی‌رحم شود تا از خلال بی‌رحمی او انسان‌ها به آن «بی‌رحمی دیگر» پی ببرند ... بزرگ‌زادگان دربار را به صورت عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی درمی‌آورد که ریسمانشان در دست اوست. آنها را وامی‌دارد تا برای نجات زندگی خود همه‌چیز را تسلیم کنند و به همه چیز پشت کنند، یعنی همه‌ی آنچه در واقع علت وجودی زندگی آنهاست ...
پدر ویژگی‌های بارز یک آنیموس منفی (سایه مردانه) را در خود حمل می‌کند... در جوانی، خودکامه و جسور و بی‌توجه بوده و تا به امروز، تحقیرگر: به مادرت صد دفعه گفته‌ بودم از این پسر مرد در نمی‌آد... تلاش ناکام پیرمرد در دست‌درازی به معصومیت پسر موجب استقرار حس گناهی است که یک قدم تا «انزجار از خود» فاصله دارد. و این فاصله با تنبیه پدر و تایید مادر طی و تبدیل به زخمی عمیق می‌شود... او یک زخمی است که می‌تواند زخم بزند ...
کتاب سه بخش دارد و در هر بخش ماجرا از دید یکی از سه مرد خانواده روایت می‌شود... سه راوی سه نگاه ولی یک سوژه: مادر... تصویر موج‌های هم‌مرکز که یکی پس از دیگری به حرکت درمی‌آیند ولی هرگز به یک‌دیگر نمی‌رسند... از خاله آیرین می‌شنویم و از زندگی و رابطه‌اش با شوهر سابقش بوید،‌ از سوفی، خدمتکار خانه که دلبسته کارل است، ‌از کارل آلمانی و داستان‌های پدربزرگش،‌ از عمه کلارا و عمو ویلفرد و جزییات خانه‌شان و علایق‌شان... در فصل اول پسری سرکش و برادرآزار به نظر می‌آید ولی در فصل دوم وجوه تازه‌ای از شخصیت ...
مدیر کارخانه خبردار می‌شود که یکی از آشنایانش، به نام مهندس مارکو ماشینی ساخته است به اسم کاربوراتور که می‌تواند از خود ماده، جوهر ازلی آن را بیرون بکشد: «مطلق»... پدیده‌های عجیبی تولید می‌شوند: رخدادهای دینی مانند گرایش‌های مذهبی، وعظ و خطابه، معجزات و حتی انواع تعصبات مذهبی... هواخواهان خدای روی کشتی لایروبی! با طرفداران خدای میدان تربیت اسب! درگیر می‌شوند... کلیسای رومی که از آغاز با مطلق مخالفت داشت، سرانجام آن را می‌پذیرد ...
شناخت و نقد ساختار آموزشی چین... با بهره‌گیری از محدودسازی آموزش به ارزیابی‌های کمی و هم با تاثیرگذاری سیاسی- ایدئولوژیک بر اندیشه‌های نوآموزان، آنها را از خلاقیت و آفرینشگری در گستره‌های گوناگون باز می‌دارد... برخی سیاستمداران و روزنامه‌نگاران نامدار امریکا خواستار الگوبرداری از چین در زمینه آموزش شده‌اند!... در چین نیز عبور از سد کنکور که «گائوکائو» نامیده می‌شود آسان نیست ...