«خیال حلاج»، نوشته مقبول العلوی یا ترجمه سید‌حمیدرضا مهاجرانی از سوی انتشارات ثالث منتشر شد.

خیال حلاج مقبول العلوی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم،‌ مقبول موسی العلوی رمان‌نویس اهل عربستان سعودی است. وی فارغ التحصیل دانشگاه مکه با لیسانس آموزش هنر است و به عنوان معلم کار کرده است.

وی در "خیال حلاج" روایتگر ماجرایی است که در آن نوری ابراهیم، دانشجوی دکترا در جلسه دفـاع از پایان‌نامه دکترایـش درباره منصور حلاج، اطلاع می‌یابد که تزش به بهانه الحاد حلاج مردود اعلام شده است.

در اوج دوران افسردگی ناشی از این شکست، خیال حلاج در برابر او جان می‌گیرد و زبان می‌گشاید. نوری درمی‌یابد حلاج و او هر دو گرفتار جیره‌خواران و فقهایی جاه‌طلبند که دور سلطان را گرفته‌اند و دین برایشان اسم شبی است برای راهیابی به کاخ جادویی قدرت... .

نوری ابراهیم در مقدمه این کتاب می‌نویسد: «حلاج بود که من را متحول ساخت و به من کمک کرد این تغییر را در خود ایجاد کنم. واقعاً مدیونش هستم بزرگترین دین را به گردنم دارد، چون باعث شد من از پنجره دیگری به زندگی نظر بیفکنم. من ممنون اضطرابات روحی؛ بیماری‌ها، کابوس‌ها و امیدها، زمین خوردن‌ها و حتی عذاب‌‌هایم هستم. ممنون و مدیون کسانی هستم که تخم کین و نفرت پاشیدند. آنانی که در هیئت دکتر فالح و ... رخ نمودند،‌ تمام کسانی که که مسیر او را طی کردند و روش او را برگزیدند. این را می‌گویم هر چند آنچه بر من حادث شد در مقایسه با آنچه برای حلاج اتفاق افتاد، بسیار کوچک و ناچیز است...».

نشر ثالث این کتاب را در 300 صفحه به قیمت 55 هزار تومان در شمارگان 550 نسخه منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

الهامی از زندگی کارگران پاریسی... با کار رختشویی توانسته است که مبلغی پس‌انداز کند... از او دو پسر داشت... تنبل و خوش‌گذران است و به زودی معشوقه را رها می‌کند و به زنان دیگری روی می‌آورد... با او ازدواج می‌کند... کارگر دیگری زن را می‌ستاید و در دل به او عشق می‌ورزد، اما یاری او کارساز نیست... به باده‌گساری روی می‌آورد... شوق کار را از دست می‌دهد... برای گذران زندگی به روسپی‌گری روی می‌آورد... ...
از ذهنیتی که در میان نظامیان ترک درباره‌ی سلسله‌مراتب و برتری فکری وجود دارد و این‌که چه‌قدر با سوء‌تفاهم‌ها و ظواهر درآمیخته سخن می‌گوید... همان‌گونه که اسب مهتر بی‌هیچ شناختی حرکت اسب مقابل‌اش را تقلید می‌کند، انسان عاری از آگاهی هم به تقلیدی کور از همنوعان‌اش دست می‌زند... مردم را به خاطر کمبود مطالعه و اسارت بی‌قیدوشرط‌شان در برابر سنت‌های خالی از تعقل و خرافه‌های موروثی از نیاکان‌شان، به باد انتقاد می‌گیرد ...
یک مضحکه‌ی کامل! در اینجا، همه، جز تماشاگر، در عین‌حال هم فریب‌دهنده‌اند و هم فریب‌خورده. کمدی عظیمی که در آن تغزل با هزل گزنده‌ای همراه است و اختلاطی به وجود می‌آورد که در بعضی لحظات یادآور سبک کلودل است... با حیله‌ی بسیار خشنی در ماجرای مشکوکی درگیر می‌شود، در دادگاهی محاکمه، محکوم، تیرباران و به خاک سپرده می‌شود تا با نامی دیگر و در لباس یونیفورم تجدید حیات کند ...
دوربین از چه زاویه ‌دیدی زنان فیلم را به نمایش درمی‌آورد؟ کدام وجه در نگاه دوربین غلبه دارد؛ وجه اروتیک یا وجه اجتماعی؟ ... با استفاده از آرای فروید و لکان، بعد روانکاوانه‌ی نظریه‌های فمینیستی را غنی کرده و به وجه لذت‌مدارانه سینما (تماشابارگی) پرداخته است... تاریخچه‌ای از حضور زنان در عرصه‌ی فیلم و مهم‌ترین فیلم‌های آنان... واکاوی شمایل یک قهرمان زن در چهارچوب یک ژانر متفاوت ...
در یک خانواده‌‌ کاملا بی‌کتاب بزرگ شدم... کل ادبیات آلمان را بلعیده‌‌ام... وقتی شروع به نوشتن کردم، در وضعی بودم که مودبانه‌‌اش می‌‌شود «نوکر خارجی»... جوان بودم که وارد سرویس اطلاعاتی شدم... یک میهن‌‌پرست می‌‌تواند کشورش را نقد کند، همچنان دلبسته‌‌اش باشد و مسیر دموکراسی را طی کند. اما یک ناسیونالیست به دشمن نیاز دارد... مردم خیال می‌‌کردند بعد از جنگ سرد دیگر قرار است اوضاع خوب باشد و دیگر دنیا به جاسوس‌‌ها نیازی نداشته باشد ...