کتاب‌های «آب و رویاها» [L'eau et les reves : essai sur l'imagination de la matiere] و «هوا و رویاها» [Air and dreams : an essay on the imagination of movement] اثر گاستون باشلار [Gaston Bachelard] با ترجمه‌هایی از مسعود شیربچه و معظم وطن‌خواه توسط انتشارات نقش جهان روانه کتابفروشی‌ها شدند.

آب و رویاها» [L'eau et les reves : essai sur l'imagination de la matiere] و «هوا و رویاها» [Air and dreams : an essay on the imagination of movement]  گاستون باشلار [Gaston Bachelard]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، انتشارات نقش جهان دو کتاب از گاستون باشلار فیلسوف فرانسوی به نام‌های «آب و رویاها»، و «هوا و رویاها» را با ترجمه مسعود شیربچه و معظم وطن‌خواه منتشر کرد.

گاستون باشلار فیلسوف فرانسوی و معمار نظریه «تخیل عنصری» است. نظریه وی بر مبنای قانون چهار عنصر است که انواع مختلف صور خیال و تخیل ماده را بر مبنای پیوند آنها با چهار عنصر آب، آتش، هوا و خاک دسته‌بندی می‌کند.

از میان کتاب‌های پنج‌گانه‌ای که باشلار در حوزه تخیل عنصری نگاشته، دو کتاب «آب و رویاها» و «هوا و رویاها» دلکش‌ترین، شاعرانه‌ترین و خیال‌انگیزترین آنهاست.

«آب و رویاها» (جستاری در باب تخیل ماده) در هشت فصل و یک موخره تنظیم شده: تخیل ماده، آب‌های زلال، آب‌های عمیق، عقده خارون، آب در ترکیب با دیگر عناصر، آب مادرانه، نظام اخلاقی آب، بلندمرتبگی آب، آب چرخاشگر و صدای آب.

«هوا و رویاها» (جستاری در تحیل حرکت) شامل دوازده فصل و دو موخره است: رویای پرواز، بوطیقای بال‌ها، سقوط خیال‌پردازانه، آثار روبر دُزوال، نیچه و روان عروج‌کننده، آسمان آبی، صور فلکی، ابرها، سَحابی، درخت هواگون، باد، پچپچه خاموش، ایماژ ادبی، فلسفه جنبشی و فلسفه پویا.

کتاب‌های «آب و رویاها» و «هوا و رویاها» با تیراژ ۷۷۰ نسخه و بهای ۸۵ هزار تومان و ۱۱۵ هزار تومان از سوی نشر نقش جهان منتشر شده است.

[«آب و رویاها» با ترجمه مهرنوش کی‌فرخی پیش از این به فارسی منتشر شده بود.]

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...