مجموعه‌کتاب‌های «به‌گزین» شامل مجموعه شاهکارهای ادبی ایران با گزینش سیدعلی موسوی گرمارودی، توسط دفتر نشر فرهنگ اسلامی منتشر و راهی بازار نشر شد.

به‌گزین» شاهکارهای ادبی ایران با گزینش سیدعلی موسوی گرمارودی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، مجموعه‌کتاب‌های «به‌گزین» شامل مجموعه شاهکارهای ادبی ایران با گزینش سیدعلی موسوی گرمارودی، به‌تازگی توسط دفتر نشر فرهنگ اسلامی منتشر و راهی بازار نشر شده است.

این‌مجموعه ١۴ جلدی کوششی برای برگزیدن برخی از برجسته‌ترین آثار نظم و نثر گذشته است که وجه غالب آن‌ها را حکایت و داستان تشکیل می‌دهد. موسوی‌گرمارودی در مجموعه به‌گزین کتاب‌های بعد از قرن پنجم هجری را گزینش کرده که وجه اشتراک آن‌ها این است که هریک سرشار از حکایت‌هایی است با محتواهایی گوناگون و اغلب موضوع آن حکایت‌ها، برانگیختن دانش‌اندوزی و خردورزی و حکمت عملی(اخلاق) و یا رویدادهایی است که در زندگی گذشتگان ما روی داده است.

هفت‌جلد نخست به‌گزین به‌ترتیب به آثار «تاریخ بیهقی»، «سفرنامه» ناصرخسرو، «شاهنامه» فردوسی، «سیرالملوک: سیاست‌نامه» خواجه‌نظام‌الملک توسی، «قابوس‌نامه» عنصرالمعالی، «کلیله و دمنه» و «چهار مقاله» نظامی عروضی سمرقندی اختصاص دارد.

«گلستان» و «بوستان» سعدی، «جوامع‌الحکایات و لوامع‌الروایات» جامی، «فرج بعد از شدت» قاضی ابوعلی ‌المحسن تنوخی، «روضه خلد» مچد خوافی، «آثارالوزرا» سیف‌الدین حاجی بن نظام عقیلی و «لطائف‌الطوائف» جلدهای هشتم تا چهاردهم این مجموعه را تشکیل می‌دهد.

قیمت کتاب‌های این‌مجموعه، بین ٢۶ تا ٩۴ هزار تومان تعیین شده و علاقه‌مندان برای خرید مجموعه کامل آن باید ۷۰۰هزارتومان پرداخت کنند.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...