اردستان قدیم | اعتماد


کتاب «اردستان قدیم، در آیینه خاطرات و حکایات» از مجموعه کتاب‌های کانون اردستان‌پژوهی کاوه (بنیاد فرهنگی شهرستان اردستان) نوشته دکتر کامران هاشمی است که از سوی انتشارات آیه و آیینه در 393 صفحه در اختیار علاقه‌مندان قرار گرفته است. نویسنده کتاب دکترای حقوق‌بشر از دانشگاه ملی ایرلند، دیپلمات و مدرس پیشین دانشکده روابط بین‌الملل وزارت امور خارجه است و تالیفات متعددی به انگلیسی و فارسی به‌ویژه در حوزه حقوق‌بشر و کشورهای مسلمان داشته است.

اردستان قدیم، در آیینه خاطرات و حکایات

وی در کشورهای یونان، آلمان و ترکیه ماموریت دیپلماتیک داشته و آخرین سمت ایشان ریاست مرکز حقوق‌بشر و تنوع فرهنگی جنبش عدم تعهد بوده است. از وی چند کتاب و مقاله در خصوص اردستان منتشر شده است.

کتاب با توضیحاتی از چاپ تصویری که احتمالا متعلق به سال‌های1317 یا 1318 از معتمدین و دانش‌آموزان این شهرستان است، آغاز می‌شود. در این عکس چهره‌های شاخص ادارات، فرهنگیان و گروهی از محصلین زبده معرفی شده‌اند. در این کتاب بیش از 150 خاطره و حکایت واقعی از گذشته‌های دور و نزدیک شهرستان منتشر شده و دارای 60 قطعه عکس قدیمی و خاطره‌انگیز از اهالی این شهرستان است.

کتاب شامل 19 فصل است. سرفصل‌هایی همچون «حکایت خانواده آخوند، خاطره‌ای از یک شاعر قدیمی، خاطرات واقعی مادربزرگ، نگاهی به ادارات دولتی و تاریخ سیاسی اردستان، خاطره‌هایی از دور تا نزدیک اردستان در آیینه زمان، مدرسه و معلمین در اردستان، جریان تحصن باغ سفارت انگلیس در جریان نهضت مشروطیت ایران و حضور دو تن از چهره‌های وقت این شهر در این تحصن» مهم‌ترین سرفصل‌هاست. یکی از افراد شرکت‌کننده در این تحصن حسن عبدل، پدر روشنفکری اردستان، مدافع مشروطیت، کتاب و روزنامه‌خوان با سواد اهل مطالعه است. وی بعد از مشروطه و شکست محمدعلی‌شاه و استبداد صغیر دومین حاکم اردستان می‌شود.

بعضی از مورخان، شهر اردستان را زادگاه کاوه آهنگر دانسته‌اند و اهالی منطقه، خانه و باغی را که در محله «کبودان» واقع و به باغ کاوه موسوم است و همچنین قنات دو طبقه «مون» را که یکی از عجایب سیستم آب‌رسانی در ایران قدیم به ‌شمار می‌آید. این اثر شاهکار به عنوان عجیب‌ترین و تنها قنات دو طبقه جهان در تاریخ ۲۶ تیرماه ۱۳۹۵ در اجلاسیه استانبول ترکیه به عنوان بیستمین اثر ایران به ثبت جهانی رسید. احداث این قنات‌که به کاوه آهنگر نسبت داده می‌شود، دلیلی برای اثبات نوشته می‌دانند. در این شهرستان قنات دیگری هم با عنوان «ارونه» جریان دارد که با فورزه‌بندی دیدنی آب کشاورزی پنج محله شهر را تامین می‌کند و مردم عقیده دارند «ارونشاه» نخستین پادشاه پیشدادی آن را حفر کرده است.

برخی از تاریخ‌دانان بر این باورند که واژه اردستان از دو بخش اربیه به معنی مقدس و فرشته موکل بر آن و پسوند ستان به معنای مکان تشکیل شده. زیرا قبل از ظهور اسلام آتشکده‌های متعددی در این شهر دایر بوده که از جمله آنها آتشکده معروف مهر اردشیر قابل اشاره است و تاریخ‌نویسان قرن چهارم قمری از آن به عنوان شهری مستحکم یاد کرده‌اند و پنج دروازه آن را احاطه کرده بود و جمعی دیگر، نام اردستان را متشکل از دو پاره «ارد» به معنی مرد خشمگین و «ستان» به معنای مکان دانسته و از آن به عنوان سرزمین مردان غیور و خشمگین یاد کرده‌اند.

نام اردستان، در افسانه‌های فولکلوریک نیز آمده و از جمله بر پایه یکی از افسانه‌ها، اردستان مسکن رستم دستان، جهان پهلوان باستانی بوده و ابتدا ارگ دستان نام داشته و سپس به ارگستان و سرانجام به اردستان تغییر نام داده است. بر پایه نوشته‌های تاریخ‌نگاران ایرانی و عرب، این شهر در دوران آل بویه با نطنز، بلوکی را تشکیل می‌داد که مرکز آن اردستان و جایگاه فرمانروایی حاکم دیلمیان بوده است.

اردستان شهری تاریخی با 4000 اثر تاریخی و گردشگری است که 39 اثر آن به ثبت فهرست آثار ملی ایران رسیده است. اردستان شهر مناره‌ها، بادگیرها، کاروان‌سراها، مقبره‌ها، چشمه‌سارها و باغ‌های فراوان است. یک‌سوم اردستان کوهستانی و دو سوم آن کویر است لذا هم زیبایی‌های کویر و هم طبیعت دل‌انگیز کوهستانی را دارد. آب و هوای منطقه گرم و خشک است. نژاد مردمان این سرزمین آریایی و زبان آنها فارسی با لهجه اردستانی است. این شهر با طبیعتی چهار فصل، جاذبه‌های کویری و چشم‌اندازهای زیبای طبیعی، روستاهای خوش آب و هوا و نیز آثار تاریخی منحصر به فرد یک مقصد گردشگری کم‌نظیر است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...