کتاب «پیانیسیمو» با تحقیق و نگارش شهرام محذوف و ترجمه شبنم محذوف توسط انتشارات موسیقی عارف منتشر شد.

پیانیسیمو شهرام محذوف

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، دست‌اندرکاران تهیه این‌اثر می‌گویند «پیانیسیمو» آموزش صحیح و بنیادی موسیقی و ساز پیانو برای هنرجویان و هنرمندان را به همراه دارد و از آنجایی که عموماً کتاب‌های آموزش پیانو در ایران همیشه ترجمه‌ای از کتاب‌های آموزشی خارجی هستند، کتاب «پیانیسیمو» اولین کتاب آموزشی پیانو در ایران است که تمام اِتودهای تمرین‌های آن توسط شهرام محذوف آهنگساز، نوازنده، مؤلف و مدرس کنسرواتوار موسیقی تهران به نگارش درآمده است و تألیف این کتاب به مدت ۲ سال طول کشیده است.»

محذوف در خصوص نگارش این کتاب می‌گوید: با توجه به استعداد فراوانی که در هنرجویان و دانشجویانم در این چندین سال تدریس خود دیده ام، جرقه‌ای در ذهنم ایجاد شد تا کتابی را که تمام اتودهای تمرین‌های آن بنا بر نیاز هنرجویان ساخته و طراحی کرده ام را در اختیار آنها قرار دهم. نحوه‌ی صحیح آموزش هنرجویان در ابتدا و همچنین در مراحل پیشرفته می‌تواند تأثیر مفیدی در پیشرفت هنرجو و رضایت خاطر معلم داشته باشد و این امر باعث ایجاد انگیزه‌ی بیشتری برای طرفین و ترغیب آنها در این راه می‌گردد.

وی افزود: این کتاب به گونه‌ای نوشته شده است که هنرآموزان می‌توانند به صورت خودآموز نیز آموزش موسیقی و نواختن پیانو را فراگیرند. برای هر مطلب آموزشی تمرین متناسب با آن مبحث به نگارش درآمده و تمام نکات تکمیلی در پایان هر تمرین نوشته شده است. در این‌کتاب عالوهبر آموزش تئوری موسیقی و اتودها، تمرین‌های نرمشی و کششی جهت آمادگی انگشتان دست قبل از نواختن ساز و همچنین نحوه‌ی صحیح قرارگیری دست بر روی ساز پیانو، نحوه‌ی صحیح نشستن در پشت ساز برای جلوگیری از ایجاد آسیب‌های فیزیکی و دردهای مزمن در دست و بدن نوشته شده است. پس از یادگیری تمام مطالب آموزشی در پایان کتاب تمرین‌هایی تنظیم و تهیه شده اند که حاصل تمام نکاتی است که در کتاب گفته شده است.

این‌کتاب با ۲۳۷ صفحه مصور به همران جدول، شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۲۰۰ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...