آیین نکوداشت علی نصیریان با حضور چهره‌های هنری و ادبی، رونمایی از کتاب زندگینامه این بازیگر و نامگذاری یک سالن پردیس ملت به نام او برگزار شد.

علی نصیریان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، شامگاه گذشته ـ ۱۷ اسفندماه ـ آیین نکوداشتی برای علی نصیریان برگزار شد که در آن جمعی از چهره‌هایی که مدت‌هاست کمتر در محافل هنری ‌و عمومی دیده می‌شدند، از جمله محمود دولت‌آبادی، بهمن فرمان‌آرا، شهاب حسینی، گوهر خیراندیش، اسماعیل محرابی، ابوالحسن داودی و محمد متوسلانی در کنار این بازیگر قدیمی حاضر شدند.

اجرای این مراسم را پژمان بازغی ـ رییس انجمن بازیگران خانه سینما ـ برعهده داشت و در ابتدا خبر داد که با تصمیم مدیران موسسه تصویر شهر و پردیس سینمایی ملت، از این پس سالن ۹ این سینما، به نام «علی نصیریان» مزین باشد.

بازغی با بیان گزیده‌ای از تاریخچه زندگی علی نصیریان و تولدش در محله سرچشمه در سال ۱۳۱۳ و حضور در هنرستان گفت: نسل کسانی مثل ما و شهاب حسینی خیلی خوش‌شانسیم که در این دوره به دنیا آمدیم و تمام این بزرگان را از نزدیک دیدیم و از روی دستشان تقلب کردیم و از آن‌ها درس آموختیم.

او با ابراز امیدواری نسبت به اینکه نسل آینده احترام به بزرگتر و پیشکسوتان هنرهای نمایشی را یاد بگیرد، عنوان کرد: این نسل باید بداند که چقدر آقای نصیریان به سختی توانست جای خود را میان مردم باز کند و در بخشی از کتاب هم ایشان می‌گوید حتی جای نمایش هم نداشتند و در خرابه‌های پارک شهر به همراه جوانان علاقه‌مند به تئاتر جمع می‌شدند و تمرین می‌کردند.

شهاب حسینی:
بیش از تکنیک بازیگری، از نصیریان رفتار و شخصیت آموختم

در ادامه شهاب حسینی روی سن آمد و با بیان اینکه «خدا را شکر می‌کنم بابت این افتخار که امروز اینجا باشم»، افزود: صحبت کردن درباره استاد نصیریان مانند این است که یک برکه کوچک بخواهد درباره اقیانوس صحبت کند. کار سختی است. من خطاب به هم‌نسلانم و نسل‌های آینده صحبت می‌کنم؛ چنانچه دنبال یک الگوی مشخص، واضح، ملموس و قابل درک می‌گردید تا شکوه حضورتان را در فضای حرفه‌ای رقم بزنید، آقای نصیریان بهترین نمونه چنین الگویی هستند.

حسینی درباره تجربه همکاری با نصیریان تشریح کرد: وقتی این افتخار را داشتم که در محضرشان در سریال «شهرزاد» شاگردی کردم و در تئاتر «اعتراف» به من اعتماد کردند، بیش از آموختن تکنیک‌های بازیگری از ایشان منش، مرام، رفتار، ادب و شخصیت را آموختم. آقای نصیریان دردانه‌ای هستند که همواره به وجودشان می‌بالیم و به قول پژمان عزیز خدا را شکر می‌کنیم که هنگام تکامل شخصیت با وجود محدودیت‌ها، بزرگانی مانند نصیریان ما را پروراندند. استاد! امیدوارم سایه شما بر سر ما مستدام بماند.

بهمن فرمان‌آرا:
نصیریان در بهترین فیلم‌های مهرجویی نقشی اساسی داشت

در بخشی دیگر بهمن فرمان آرا (کارگردان سینما) با حضور در جایگاه و با اشاره به جای مرحوم داریوش مهرجویی گفت: آقای نصیریان سمبل فردی است که در اجتماع هم زندگی و هم کار هنری خود را همیشه درست کرده و حاشیه نداشته است. چیزی که امروز می‌بینیم، مردی است که باعث افتخار تئاتر مملکت ماست و بسیار مفتخریم که چنین شبی جمع شدیم از ایشان تشکر کنیم و برای کتاب نفیس چاپ شده خوشحال باشیم، اما خیلی چیزها باعث می‌شود که خوشحالی ما همیشه اشکالی داشته باشد.

او ادامه داد: علت صحبت درباره داریوش مهرجویی این است که در بهترین فیلم‌های او، علی نصیریان نقش اساسی داشت و اگر فیلم «گاو» و کارهای ایشان را دیده باشید، می‌بینید که همیشه فرد مثبتی در این کارها بوده است. اما چه می‌شود که به بدن کارگردان ۸۵ ساله ایرانی چاقو بزنند و نتوان درباره آدمی صحبت کرد که در سینمای ما مهم بود و باعث شد سینما در مقاطعی به او تکیه کند.

زندیگ نامه علی نصیریان نگار حسینی

او سپس خطاب به علی نصیریان گفت: آقای نصیریان! من جزو طرفداران ۱۰۰ درصد شما هستم و شما به من احتیاجی ندارید، چون خیلی مهم هستید و امشب جمع شدیم تا تشکر کنیم و امیدوارم من را هم مثل بقیه قبول کنید که برای دستبوسی آمدیم و به شما افتخار می‌کنیم.

علی دهکردی:
نصیریان، کلیله و دمنه و قابوسنامه ایران است

در ادامه، علی دهکردی ـ مدیرعامل خانه سینما ـ گفت: کاش جای توسل به کلمات برای صحبت درباره علی نصیریان، دستگاهی وجود داشت که روی قلبمان بگذاریم و تمام آنچه در قلب و باطن ما درباره آقای نصیریان وجود دارد، شکل بگیرد.

او با اشاره به تکنیک بازیگری نصیریان تشریح کرد: آقای نصیریان در استفاده از مجموع فنون بازیگری اعم از زبان بدن و احساس در جایگاه بی‌نظیر و خارق‌العاده‌ای هستند. وقتی زیر پلک چشم آقای نصیریان در سریال «شهرزاد» تکان می‌خورد، قلب تماشاگر متوقف می‌شد.

او ادامه داد: می‌خواستم درباره آقای نصیریانی صحبت کنم که چون دست به قلم بردند، توانستند آثاری را خلق کنند که به قدری فاخر است که بزرگانی مانند مهرجویی وسوسه شدند تا نمایشنامه را به فیلم تبدیل کنند. وقتی به وجود کلی کسی مانند نصیریان فکر می‌کنیم، همه این‌ها در برابر شخصیت واقعی و مجموع حضور و وجودشان کم است؛ آقای نصیریانی که امروز کلیله و دمنه، قابوسنامه، عالی‌قاپو، سی‌وسه‌پل و تخت جمشید ایران و فخر هنر یکپارچه ایران است. اگر بازیگری است که هنوز نتوانسته در کنار آقای نصیریان بازی کند و از حضورش بهره ببرد، چیز بسیار مهمی در بازیگریش را کم دارد. اگر ایشان اجازه بدهند از طرف انجمن مفاخر از وجودشان تقدیر شود و آرزوی قلبی خودم این است که خورشید وجودشان منور و تابناک باشد و خوشحالیم که توانستیم با ایشان کار کنیم.

داریوش مؤدبیان:
نصیریان بهترین الگوی نسل امروز و آینده است

داریوش مؤدبیان نیز در این مراسم گفت: کتابی که خانم نگار حسینی آماده کردند و داوود موسایی ناشر آن بود و چندسالی به دلیل جمع‌آوری اسناد و مدارک طول کشید، تازه قدم اولی است که در زمینه تاریخ شفاهی برداشته شده است. تاریخ شفاهی باید مدون شود تا تأثیرگذار باشد. بسیاری از کتاب‌هایی که راجع به بازیگری، تئاتر و هنر و سینماست، به شکل خاطره‌ای است و هنوز بزرگان اهل فن بازیگری برای آماده کردن متنی تأثیرگذار، به سختی کاری را پیش می‌برند. این کتاب به چهار سطح از کار آقای نصیریان در سینما و تلویزیون می‌پردازد و یک موضوع درباره آقای نصیریان مربوط به شخصیت والای انسانی ایشان می‌شود که بهترین الگو برای نسل ما و آینده است.

علی نصیریان:
آرزوهای خودم را بازی کردم

در ادامه این مراسم علی نصیریان با تشکر از حاضران در جمع بیان کرد: دوستان صحبت‌هایی درباره من کردند که من اصلا آرزو نمی‌کردم و نمی‌کنم؛ چون انتظار مدح و ثنا ندارم. من از بچگی نمایش را دوست داشتم. مادرم ساز تنبک و دف می‌زد و بعضی اوقات که دف می‌زد با او آواز می‌خواندم و آنچه انجام دادم آرزوهای خودم بوده است. آمدند گفتند که می‌خواهند خیابانی را به نامم کنند، مخالفت کردم چون نویسنده بزرگی گفته وقتی رمان را خواندی بینداز و برو و ما هم همین طوریم.

این بازیگر با بیان اینکه علاقه به کارهای نمایشی از کودکی در او شکل گرفت، ادامه داد: پس از تشکیل گروه تئاتر در دبیرستان، به گروه‌های تئاتری پی در پی مراجع می‌کردم تا بدانم کدام تئاترها شاگرد می‌گیرند و بالاخره جامعه باربد درخواست زد و به تئاتر سعدی رفتم.

نصیریان با اشاره به تشکیل تئاتر سعدی و حضور تأثیرگذار عبدالحسین نوشین به عنوان نقطه عطف تئاتر ایران گفت: عبدالحسین نوشین از داخل زندان تنها کتاب تئاتر را نوشت؛ یعنی در سال ۱۳۳۰ فقط یک کتاب تئاتر داشتیم و این‌ها جزو تاریخ شفاهی ماست.

او با بیان اینکه در آن زمان تئاتر سعدی مغایر با تئاتر لاله‌زاری بود، افزود: در کودتای ۲۸ مرداد تئاتر سعدی را آتش زدند و کلاس‌های ما به هم خورد. پس از به آتش کشیده شدن تئاتر سعدی، به هنرستان هنرپیشگی رفتم و یک مدرسه تئاتر در ایران بود که سیدعلی خان نصر مؤسسه پرورش افکار را تأسیس کرد. در آن زمان با تمام چیزهای سنتی مثل تعزیه و تخت حوضی مخالفت می‌شد؛ به عنوان مثال، تکیه دولت که یک جای تاریخی بود را کوبیدند و تبدیل به بانک ملی کردند. این‌ها جزو بی‌مبالاتی‌های افرادی بود که در آن دوره حضور داشتند. در آن زمان نه رادیو و نه تلویزیون بود و همین تخت حوضی را در عروسی‌ها به کار می‌بردند.

او درباره علت شکل گرفتن تعزیه گفت: واقعه کربلا را که روضه‌خوان‌ها می‌گفتند، اما تعزیه بیشتر برای تأثیرگذاری تجسم وقایع کربلا روی مخاطب ساخته شد؛ چراکه تأثیر تجسم خیلی بیشتر از هر نوع نطق و خطابه‌ای است به همین دلیل بخشی از بدن اسب را رنگ قرمز می‌کردند تا تبدیل به ذوالجناح ـ اسب سیدالشهداء(ع) ـ شود و زمانی که او وارد مجلس می‌شد مردم از جا کنده می‌شدند و این تأثیر تجسم و هنرهای نمایشی است.

نصیریان تصریح کرد: هیچ کار دیگری در عمرم به جز بازیگری انجام ندادم و فقط مدت کوتاهی در مدرسه ابراهیم بنی احمد معلم شدم. یک‌بار جمشید شیبانی موقعی که آقای هالو را بازی کرده بودم، مرا در اداره هنرهای دراماتیک دید و گفت خودت بیا این را بساز و فیلمش کن؛ گفتم من کارگردان فیلم نیستم و بیشتر علاقه‌مند به بازیگری و ارتباط انسانی با تماشاگر هستم. به همین دلیل، تئاتر یک چیز غیرقابل تکثیر و شامل یک ارتباط منحصر به فرد انسانی دوطرفه است و از اول عاشق این موضوع بودم.

در این مراسم از کتاب زندگی و آثار استاد علی نصیریان که به قلم نگار حسینی نوشته و توسط انتشارات فرهنگ معاصر منتشر شده است نیز رونمایی شد.

همچنین از دیگر چهره‌ها و هنرمندان حاضر در این مراسم می‌توان به احمد مسجدجامعی، علیرضا تابش، جلال معیریان، بانیپال شومون، بهروز رضوی، شمسی فضل‌اللهی، صبا سهیلی، بهاره افشاری، فرزین محدث، بیتا منصوری، سهیل کریمی، علی نیک‌رفتار، سیدجمال ساداتیان و داوود موسایی اشاره کرد.

در پایان هم کلیپی از هنرمندانی چون ژاله علو، محمود دولت آبادی، پرویز پرستویی، شهاب حسینی، الناز شاکردوست، سروش صحت، حبیب رضایی، گوهر خیر اندیش و بهاره افشاری پخش شد که با بیان خاطرات، درباره علی نصیریان صحبت کرده بودند.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

تجربه‌نگاری نخست‌وزیر کشوری کوچک با جمعیت ۴ میلیون نفری که اکنون یک شرکت مشاوره‌ی بین‌المللی را اداره می‌کند... در دوران او شاخص سهولت کسب و کار از رتبه ١١٢ (در ٢٠٠۶) به ٨ (در ٢٠١۴) رسید... برای به دست آوردن شغلی مانند افسر پلیس که ماهانه ٢٠ دلار درآمد داشت باید ٢٠٠٠ دلار رشوه می‌دادید... تقریبا ٨٠درصد گرجستانی‌ها گفته بودند که رشوه، بخش اصلی زندگی‌شان است... نباید شرکت‌های دولتی به عنوان سرمایه‌گذار یک شرکت دولتی انتخاب شوند: خصولتی سازی! ...
هنرمندی خوش‌تیپ به‌نام جد مارتین به موفقیت‌های حرفه‌ای غیرمعمولی دست می‌یابد. عشقِ اُلگا، روزنامه‌نگاری روسی را به دست می‌آورد که «کاملا با تصویر زیبایی اسلاوی که به‌دست آژانس‌های مدلینگ از زمان سقوط اتحاد جماهیر شوروی رایج شده است، مطابقت دارد» و به جمع نخبگان جهانی هنر می‌پیوندد... هنرمندی ناامید است که قبلا به‌عنوان یک دانشجوی جوان معماری، کمال‌گرایی پرشور بوده است... آگاهیِ بیشتر از بدترشدنِ زندگی روزمره و چشم‌انداز آن ...
آیا مواجهه ما با مفهوم عدالت مثل مواجهه با مشروطه بوده است؟... «عدالت به مثابه انصاف» یا «عدالت به عنوان توازن و تناسب» هر دو از تعاریف عدالت هستند، اما عدالت و زمینه‌های اجتماعی از تعاریف عدالت نیستند... تولیدات فکری در حوزه سیاست و مسائل اجتماعی در دوره مشروطه قوی‌تر و بیشتر بوده یا بعد از انقلاب؟... مشروطه تبریز و گیلان و تاحدی مشهد تاحدی متفاوت بود و به سمت اندیشه‌ای که از قفقاز می‌آمد، گرایش داشت... اصرارمان بر بی‌نیازی به مشروطه و اینکه نسبتی با آن نداریم، بخشی از مشکلات است ...
وقتی با یک مستبد بی‌رحم که دشمنانش را شکنجه کرده است، صبحانه می‌خورید، شگفت‌آور است که چقدر به ندرت احساس می‌کنید روبه‌روی یک شیطان نشسته یا ایستاده‌اید. آنها اغلب جذاب هستند، شوخی می‌کنند و لبخند می‌زنند... در شرایط مناسب، هر کسی می‌تواند تبدیل به یک هیولا شود... سیستم‌های خوب رهبران بهتر را جذب می‌کنند و سیستم‌های بد رهبران فاسد را جذب می‌کنند... به جای نتیجه، روی تصمیم‌گیری‌ها تمرکز کنیم ...
دی ماهی که گذشت، عمر وبلاگ نویسی من ۲۰ سال تمام شد... مهر سال ۸۸ وبلاگم برای اولین بار فیلتر شد... دی ماه سال ۹۱ دو یا سه هفته مانده به امتحانات پایان ترم اول مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه اخراج شدم... نه عضو دسته و گروهی بودم و هستم، نه بیانیه‌ای امضا کرده بودم، نه در تجمعی بودم. تنها آزارم! وبلاگ نویسی و فعالیت مدنی با اسم خودم و نه اسم مستعار بود... به اعتبار حافظه کوتاه مدتی که جامعه‌ی ایرانی از عوارض آن در طول تاریخ رنج برده است، باید همیشه خود را در معرض مرور گذشته قرار دهیم ...