مجموعه فرهنگی و انتشاراتی پائو، ترجمه ژاپنی کتاب «قالی شویان» علی بلوکباشی را با عنوان آئینه ایران منتشر کرد.

قالی شویان علی بلوکباشی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، مجموعه فرهنگی و انتشاراتی پائو، ترجمه ژاپنی کتاب «قالی شویان» را با عنوان آئینه ایران در ۸ فصل و ۲۰۸ صفحه منتشر کرده است.

این‌کتاب به قلم علی بلوکباشی که به مناسک نمادین قالیشویی در مشهد اردهال می پردازد، توسط دفتر پژوهش‌های فرهنگی به چاپ رسیده است و مجموعه فرهنگی و انتشاراتی پائو، ترجمه ژاپنی آن را که از سوی یومیکو هوندا ایران شناس برجسته ژاپنی انجام شده، منتشر کرده است.

کتاب «قالی شویان» که هم اکنون در شبکه توزیع و فروش کتاب این کشور در حال توزیع است، بخش‌هایی همچون اردهال سرزمین مقدس، شهید دشت اردهال، مناسک قالی شویان، ریشه شناسی واقعه شهادت و سوک، ریشه شناسی مناسک قالی شویان، نیروی فراطبیعی و قدسی امامزاده، نقش و تاثیر اجتماعی امامزاده و … را توضیح می‌دهد.

حسین دیوسالار رایزن فرهنگی ایران در ژاپن در این‌باره گفت: انتشارات پائو یکی از مجموعه‌ها و موسساتی است که در زمینه‌های فرهنگی به ویژه در حوزه‌هایی مانند افغانستان و ایران فعالیت می‌کند. در دیدار من با یاسوناکا رئیس این مجموعه نیز مقرر شد با حمایت و همراهی رایزنی فرهنگی، انتشارات سوره مهر سازمان تبلیغات اسلامی و مرکز ترجمه و نشر سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، ترجمه ژاپنی کتاب ارزشمند «مهاجر سرزمن آفتاب» با موضوع دفاع مقدس و خاطرات تنها مادر شهید ژاپنی مقیم ایران اثر حمید حسام نیز توسط این مجموعه انتشاراتی در ژاپن منتشر شود که تفاهمنامه مربوطه نیز به امضاء رسیده است.

وی افزود: رایزنی فرهنگی و این مجموعه در خصوص چاپ ترجمه ژاپنی داستان راستان نیز اقدامات و زمینه سازی لازم را به انجام رسانده‌اند و امیدواریم در این خصوص نیز اقدامات لازم عملیاتی و نهایی شود.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...