«درآمدی تصویری بر فمینیسم» [introducing feminism a graphic guide] اثر مشترک کاتیا جنیناتی و جودی گراوز [Cathia Jenainati and Judy Groves] منتشر شد.

درآمدی تصویری بر فمینیسم» [introducing feminism a graphic guide] اثر مشترک کاتیا جنیناتی و جودی گراوز [Cathia Jenainati and Judy Groves]

به گزارش کتاب نیوز، کتاب «درآمدی تصویری بر فمینیسم» از جدیدترین آثار منتشر شده توسط نشر ثالث است که مریم الماسی آن را ترجمه کرده است.

کاتیا جنایناتی یک نویسنده فمینیست است. او پیش از پیوستن به دانشگاه آمریکایی لبنانی به عنوان رئیس دانشکده هنر و علوم، استاد کامل زبان انگلیسی و مطالعات تطبیقی ​​در دانشگاه وارویک بود.

ناشر در معرفی این اثر آورده است:

این کتاب مروری است بر پیشرفت‌ فعالیت‌های فمینیستی در دنیای انگلیسی زبان؛ و با به رسمیت ‌شناختن و تحسین دیدگاه‌های گوناگون، تعریف مشهور بل هوکس را اساس کار خود قرار می‌دهد. و مردان و زنانی که به صورت سیاسی در مسائل فمینیستی مشارکت دارند باید از برچسب فمینیست بپرهیزند. باید ’من فمینیست هستم‘ را با ’من از فمینیسم طرفداری می‌کنم‘ جایگزین کنند تا بر اصول ایدئولوژیک باورهایشان تأکید کنند.

«درآمدی تصویری بر فمینیسم» اثر کاتیا جنیناتی در 185 صفحه و قیمت 47 هزارتومان در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...