کتاب «گذر جوانمردان: لوطیان عصر قاجار» افزون بر معرفی و بیان ویژگی‌های این صنف، معنی جوانمردی و تفاوت آن با نالوطی‌گری و ناجوانمردی و مسیر طوالی که لوطیان در عصر قاجار پیمودند، بررسی کرده است.

گذر جوانمردان: لوطیان عصر قاجار

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «گذر جوانمردان: لوطیان عصر قاجار» نوشته فریبا مرادی از سوی نشر تاریخ ایران منتشر شد. این کتاب پس از مقدمه در چهار فصل به فصل اول: لوطی کیست؟، فصل دوم: بررسی نقش سیاسی لوطی‌ها، فصل سوم: بررسی نقش اجتماعی لوطی‌ها و فصل چهارم: هنر و ادبیات می‌‌پردازد. در پایان نیز منابع، مآخذ و نمایه آمده است.

حکومت‌های استبدادی، ضعف ساختار قدرت، هجوم و تسلط بیگانگان و... از جمله عواملی بود که مردم ایران در طول تاریخ همواره با آن درگیر بودند. به مرور زمان گروه‌هایی از میان توده مردم برخاسته و سعی در احقاق حقوق ایشان مقابل دولت‌های وقت کردند. جریان این اشخاص که در طول زمان با نام عیاران، فتیان، اخیان، پهلوانان و... شناخته می‌شدند، با فرازوفرودهای فراوان همراه بود؛ گاه مانند صفاریان موفق به تشکیل حکومت شدند یا همانند سربداران با پایه‌گذاری نهضت مقاومت و بیگانه‌ستیزی مقابل دشمن قد علم کردند، یا در کسوت پهلوان به دربار راه یافتند. اما آنچه همواره میان ایشان مشترک بود، پایبندی به اصول جوانمردی و حمایت از ضعفا بود.

با روی کارآمدن حکومت قاجار، مشکلات خارجی و کشمکش‌های داخلی شاهزادگان بر سر قدرت و بی‌کفایتی شاهان اوضاع کشور را مغشوش و ناآرام کرد. در این شرایط عامه مردم که همواره بدترین صدمات را متحمل می‌شدند، به دنبال مأمنی برای امنیت و حمایت بودند. مرام عیاری و جوانمردی را در این زمان می‌شد در صنف «لوطی‌ها» یافت. اما برخی عوامل این قشر را از مسیر فتوت منحرف کرده و به سمتی سوق داد که بیشتر آنها نه‌تنها کارکردشان به عنوان مدافعان ضعفا از دست دادند، بلکه به معضلی برای طبقه رعیت تبدیل شدند که خود از آن برخاسته بودند. در این کتاب افزون بر معرفی و بیان ویژگی‌های این صنف، معنی جوانمردی و تفاوت آن با نالوطی‌گری و ناجوانمردی و مسیر طوالی که لوطیان در عصر قاجار پیمودند، در دو بخش نقش سیاسی و اجتماعی آن‌ها شرح داده شده و در پایان به جایگاه این قشر در هنر و ادبیات پرداخته شده است.

بخش نخست کتاب اختصاص به شناختن لوطی دارد. در این بخش به مباحثی چون تعریف لوطی در لغت و اصطلاح، پوشاک، آرایش صورت، ابزار و اسباب، سلسله‌مراتب، زبان و ادبیات، تفریحات، مذهب و عقاید و .... لوطیان پرداخته شده است. لوطی‌ها بیشتر به شکل گروه یا دسته‌هایی بودند که در رأس آنها رهبری منتخب تحت عنوان لوطی‌باشی قرار داشت و همین سازمان‌دهی آنها را قادر می‌کرد در امور سیاسی تأثیرگذار باشند. اما ناآگاهی و عدم داشتن دیدگاه ژرف نسبت به مسائل سیاسی موجب شده بود حضور لوطیان در عرصه سیاسی سطحی بود و عموماً به عنوان نیرو و سپاه عناصر صاحب قدرت نقش‌آفرینی می‌کردند. فصل دوم اختصاص به بررسی نقش سیاسی لوطی‌ها در دوره قاجاریه دارد.

لوطی‌ها را در هر قشر و طبقه‌ای می‌شد یافت. به دلیل این گستردگی نیز دسته‌بندی‌های مختلفی از آنها ارائه شده است. این اتفاق نظر وجود دارد که آنها بازماندگان عیاران و فتیان بودند؛ اما در این عصر فرهنگ جوانمردی رو به اضمحلال رفت و گروه‌هایی که به لوطی معروف بودند، در حقیقت پنطی‌هایی بودند که با ایجاد شرارت و آشوب موجب ناامنی و عدم آسایش مردم عادی می‌شدند. آنها تقریباً در هر معرکه‌ای حضور داشتند و مرتکب جنایاتی می‌شدند که از سایر مردم جامعه برنمی‌آمد و در کل به شرارت بیشتر معروف بودند تا مروت. عملکرد لوطیان و نقش اجتماعی آنها در دوره قاجاریه در فصل سوم بررسی شده است.

فصل پایانی کتاب به بررسی نقش و حضور لوطی‌ها در هنر و ادبیات اختصاص یافته است. در این فصل درباره مباحثی چون لوطی‌ها و نمایش آنان، اشعار مربوط به لوطی‌ها، رقص و زبان لوطی‌ها و حضور لوطی‌ها در ادبیات نکاتی ارائه شده است.

کتاب «گذر جوانمردان: لوطیان عصر قاجار» در 188 صفحه، شمارگان یک‌هزار نسخه و قیمت 155 هزار تومان از سوی نشر تاریخ ایران منتشر شد.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...