کتاب «حقیقت در عکاسی» [Truth in photography] نوشته‌ لسلی مولن [Leslie Mullen] با ترجمه‌ حامد اریب منتشر شد.

حقیقت در عکاسی» [Truth in photography]  لسلی مولن [Leslie Mullen]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب در ۱۳۸ صفحه و با قیمت ۳۵ هزار تومان در انتشارات دوات معاصر به چاپ رسیده است.

در معرفی ناشر از این کتاب آمده است: عکاسی در ابتدا راهی برای بازنماییِ صرفِ واقعیت در نظر گرفته می‌شد که کاملاً از جهان‌بینی و دیدگاه عکاس جدا بود. اما عکاسان عموما تصاویر خود را به‌روش‌های مختلفی دست‌کاری می‌کنند، از انتخاب سوژه گرفته تا تغییرِ تصویرِ ثبت‌شده در تاریک‌خانه یا با نرم‌افزارهای کامپیوتری. دست‌کاری در عکاسی سوالاتی را در مورد ماهیتِ حقیقت آشکار کرد. همه اشکالِ هنری، واقعیت را دست‌کاری می‌کنند تا حقایقی را آشکار کنند که برای چشم غیرمنتقد مفهوم و پیدا نیست. امروزه عکاسی تا حد زیادی به عنوان یک هنر پست‌مدرن تلقی می‌شود و پست‌مدرنیسم بیان می‌کند که حقایق لزوماً ماندگار و پایدار نیستند، بلکه حقایق با تغییراتِ فرهنگ‌ها تغییر می‌کنند و اصلاح می‌شوند. اما دیدگاه مدرنیسم این‌گونه بیان می‌کند که برخی از حقایق ماندگار هستند و این حقایق منعکس‌کننده شرایط اساسی و جهانیِ بشریت هستند. این حقایقِ ماندگار، اغلب در مضامین و کهن‌الگوهای اسطوره‌ای بیان می‌شوند. علم، روزنامه‌نگاری و هنر از پیوند بین اسطوره و حقیقت، به ویژه در کهن‌الگوی اسطوره‌ایِ فرم استفاده می‌کنند: یعنی «زیبایی». عکاسیِ علمی، خبری، هنری و مستند همگی از کهن‌الگوی «زیبایی» به عنوان پیوندی با حقیقت استفاده می‌کنند. اما زیبایی بر اساس باورهای یک فرهنگ است که معنا می‌یابد و لزوماً حقیقت را تعریف نمی‌کند.

این کتاب از بخش‌هایی مانند: عکاسی دیجیتالی- ادراک عکاسی و ادراک- واقعیت، ادراک و حقیقت- فلسفه‌ مدرن و حقیقت- طبیعت هنر/ کارکرد هنر، هنر به مثابه اقناع- عکاسی مستند، حقیقت و افسانه/ افسانه و معنا- اخبار، اسناد عکاسی و اسطوره- عکاسی علمی و حقیقت- الگوی زیبایی/ حقیقت و زیبایی- متعالی و زیبایی- زیبایی و عکاسی- زیبایی در فلسفه زیبایی‌شناسی و... تشکیل شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...